مدیریت صنایع و بهره وری

بازار های دانش مدار

در سازمانها، بازاری واقعی و اصیل برای دانش وجود دارد و مشابه بازارهای کالا و خدمات، در بازار دانش نیز خریداران و فروشندگانی فعالیت‌ دارند که در حال کشمکش دائمی برای رسیدن به توافق هستند. بازار دانش، دلالانی نیز دارد تا خریداران و عرضه کنندگان را به هم برساند و حتی


کارآفرینانی که از این بازار برای ایجاد نوعی قدرت داخلی استفاده می‌کنند. درک وجود بازارهایی فعال در زمینه دانش امری بسیار مهم برای موفقیت مدیریت دانش در سازمانهاست.
علت رونق بازار دانش این است که حاضران در آن معتقدند از این معاملات و مبادلات در هر صورت سودی عایدشان خواهد شد. به زبان اقتصادی، آنها انتظار دارند که این معاملات برایشان «نفع» آور باشد. هیچ‌کسی به معاملات یکطرفه در بازار اعتقادی ندارد، حتی در طول زندگی، براساس نظریه مبادلات در دروس جامعه شناسی، نوعی تبادل در معاملات جامعه وجود دارد. این مسئله که کالای مورد داد و ستد غیرملموس است، از شدت تاثیر نیروهای بازار دانش نمی‌کاهد. طرحهای دانشی که پویاییهای بازار (و صد البته طبیعت انسان) را مد نظر قرار نمی‌دهند، محکوم به شکست هستند. لازم به ذکر است «انسانها هیچگاه حاضر به از دست دادن داراییهای ارزشمند خود (از جمله دانش) نیستند، مگر آنکه "ما به ازایی" در برای آنها دریافت کنند». این موضوع مهمی است که در بازارهای دانش می‌بایست مورد توجه جدی قرار گیرد. برای کارکرد مطلوب این بازارها توجه به سه نکته لازم است. اول اینکه بازار نیروهایی ‌دارد. در درجه دوم می‌بایستی بفهمیم که این نیروها چگونه عمل می‌کنند و در مرحله سوم نیز افزایش کارآیی بازار می‌بایستی مورد توجه قرار گیرد.
نظام هر بازاری را نهفته در متن و تحت تاثیر واقعیتهای سیاسی و اجتماعی به شمار آورند. ارزش کالای مورد معامله، بستگی شدیدی به محیط و شرایط معامله دارد. از این رو است که می‌گویند. بازار «خالص» یا در واقع بازاری که تنها برحسب تعاریف اقتصادی بتوان آن را درک کرد، وجود خارجی ندارد.
اعتقاد بر این است که برای درک کامل بازارهای دانش می‌بایستی واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را مد نظر قرار داد. اگر واقعیات سیاسی سازمان به ترقی محتکران دانش منجر شود، خریداران بالقوه دانش منابع کافی نخواهند داشت تا به واسطه آن وسوسه تسهیم یا اشتراک دانش را در خود بیابند و مبادلات دانش به کمترین میزان خود خواهد رسید. اگر در فرهنگ سازمانی شما اعتراف به اینکه نمی‌توانید مشکلی را به تنهایی حل کنید نشانه ضعف و بی‌کفایتی تلقی شود، هزینه اجتماعی «خریداری» دانش در سازمان شما بسیار بالا خواهد بود. در این حالت هم بازار دانش به طور مطلوب عمل نخواهد کرد.

   + مهندس فریدون دشتی ; ٤:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢۱
comment نظرات ()