مدیریت صنایع و بهره وری

یافته های تحقیقات بین المللی مدیریت ریسک

امروزه دنیای پیشرفته به این نتیجه رسیده است که با ریسک باید به صورت فعال برخورد شود و کل سازمان درگیر شود و برخورد با موضوع هم باید سیستماتیک باشد. هرکسی هم برای آن نامی گذارده است از جمله STRATEGIC RISK MANEGEMENT , INTERPRISE RISK MANAGEMENT یا BUSINESS RISK MANAGEMENT که نامهای آن متفاوت، ولی هدف یکی است.
یافته‌های شرکتهای موفق چیست؟ مثلا تحقیقی که در سال 1997 از شرکتهای کانادایی صورت گرفته است نشان می‌دهد


که کمی‌کردن نتایج حاصل از مدیریت ریسک کار آسانی نیست، یعنی نمی‌شود سود شرکت را ناشی از این مدیریت ریسک یا مدیریت عادی دانست. ولی همه سازمانها به‌طور کیفی از اینکه به این موضوع پرداخته بودند از نظر زمانی و منابع تخصیصی راضی بودند. سازمانها اعتقاد داشتند که مدیریت ریسک، عدم اطمینان ما را کاهش داده است. این تحقیق به 4 مورد اشاره می‌کند: یکی اینکه مدیریت ارشد، مسئول ریسک سازمان است. می‌گویند هر عضو هیأت‌مدیره چند مسئولیت دارد، مهمترین مسئولیت این است که ریسک‌های مربوط به شرکت تحت تصدی خود را بشناسد و خودش را صاحب آن بداند، یعنی مدیریت ارشد باید این احساس را داشته باشد. دوم اینکه رهبری سازمان، میزان پذیرش سازمان و قبول عامه را همراه با فرهنگ‌سازی برای پذیرش ریسک تشویق ‌کند. سوم، به فرهنگ‌سازی و سیستم اشاره دارد، یعنی فرایندی، کار بکنند و باز خورد بگیرند و سازمانها از نحوه مدیریت خود اندرز بگیرند.
یافته‌های یک تحقیق دیگر که بین‌المللی بوده و حاصل کار مشترک استرالیا، آلمان، فرانسه، سوئد، سوئیس، انگلیس و آمریکا در سال 2002 می‌باشد، این است که اولا هیأت‌مدیره مسئول ریسک سازمان است. نکته دوم، فرهنگ پاسخگویی است، یعنی هرکسی باید خودش را مسئول ریسک در سازمان بداند. به‌عبارت دیگر، هرریسکی یک صاحب در سازمان پیدا می‌کند که مسئول است. برای مثال مدیر فنی، ریسک‌های مربوط به خودش و مدیر فناوری اطلاعات، ریسک‌های مربوط به خودش. نکته مهمی که در فرمایشات دوستان بود تلفیق سیستم‌ها بود، یعنی برنامه‌ریزی استراتژیک را با مدیریت ریسک، حسابرسی داخلی را با حسابرسی ریسک و نظامها را به یکدیگر وصل می‌کنیم که از دل اینها ریسک‌ها شناسایی و مدیریت ‌شود. یکی از یافته‌های مهم این تحقیق این است که کانالهای ارتباطی فراگیر از طریق کمیته‌ها و... برای مدیریت ریسک تشکیل می‌دهند. اکثر این سازمانها چارت سازمانی مشخص (CHIEF RISK OFFICER) داشتند که دوستان اشاره کردند. دیگر اینکه همه این سازمانها به آموزش در حوزه‌های مختلف مدیریت ریسک پرداخته‌اند و هرکس در حوزه خودش آموزش می‌بیند که چگونه ریسک را مدیریت کند. مثلا همه ما با کامپیوتر سروکار داریم، ولی هیچکس این فکر را نمی‌کند اگر سیستم ما از کار افتد چه کار باید بکنیم؟ یعنی هر واحدی فکر ‌کند که چه‌طور باید ریسک‌های حوزه کاری خود را مدیریت کند؟

سلاح استراتژیک
تحقیق بعدی، تحقیق INTERPRISE WIDE MANAGEMENT است که آرتور اندرسون در اروپا انجام داده و تلقی‌اش از مدیریت ریسک به‌عنوان یک سلاح استراتژیک است و یافته‌های آن هم جالب است. این تحقیق که مربوط به 2001 است، اطلاعات چهارصد شرکت را در سطح اروپا جمع‌آوری کرده است. نتایجی نظیر مسئولیت مدیریت ارشد، فراگیربودن ریسک، صاحب داشتن هرریسک و طراحی سیستم در این تحقیق آمده است.

   + مهندس فریدون دشتی ; ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢٢
comment نظرات ()