مدیریت صنایع و بهره وری

تصمیم گیری

حکایت – گفت آورده اند که : جفتی کبوتر بودند و دانه فراهم می آوردند تا آوند پر کنند ، نر گفت : اول تابستان است و در دشت علف بسیار ، این دانه نگاهداریم تا زمستان که در صحرا چیزی نیابیم ، بدین روزگار گذاریم ، ماده هم بر آن اتفاق کرد، و بر این قرار گرفت ، و دانه آنگاه که بنهادند نم داشت ، چون تابستان در آمد آوند را پر ندید ، ماده را گفت : این در وجه قوت زمستان بود چرا خوردی ؟ ماده گفت : نخوردم ، هر چند انکار کرد سود نداشت ، و تصدیق نیافت می زدش تا سپری شد . پس در فصل زمستان که بارانها متواتر شد دانه نم کشید و آوند به قرار اصل باز رفت ، نر وقوف یافت که نقصان چه بوده است ؟ جزع کردن  گرفت و می نالید و می گفت : دشوارتر آنکه پشیمانی سود ندارد . و مردم عاقل باید که در نکایت و نکال تعجیل روا نبیند ، تا همچون آن کبوتر به سوز هجر مبتلی نگردد.

و فایده کیاست آنست که عواقب کارها دیده آید ، و در مصالح حال و مآل غفلت ورزیده نشود ، چه اگر کسی همه ادوات بزرگی فراهم آرد چون استعمال به وقت و در محل دست ندهد از منافع آن بی بهره ماند .

بنظر می رسد که مدیر نیز در هنگام برخورد با یک مشکل تمامی جوانب آن را ببیند و نه فورا در باب مشکلی که پیش آمده تصمیم بگیرد . مخصوصا تصمیم فعلی او باید بر اساس استراتژی شرکت باشد . و بنظر من اگر اشتباه کرد بسرعت برگشته و تصمیم عاقالانه را نیز اتخاذ نماید

   + مهندس فریدون دشتی ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢٢
comment نظرات ()