مدیریت صنایع و بهره وری

استرس‌های محیط کار و فرسودگی شغلی

نویسنده :- مهدی محمدی . نقل از خبر آنلاین

بی‌گمان زیربنای بخش بزرگی از بیماریهای جسمی و پریشانی‌های روانی، میزان تحمل فشار روانی و ناتوانی فرد برای مقابله باآن است.هر چند بسیاری از شغل‌های امروزی فشار روانی رانیز همراه خود دارد،اما دست اندرکاران آن می‌دانند چگونه با چنین فشارهای تنش زایی مقابله کنند و با وجود محرکهای فشار زایی که در کار روزانه با آن روبرو می‌شوند، می‌دانند چگونه


از آثار زیان آور آن دوری گزینند. اما برخی افراد شاغل بدین اندازه توانایی یا امکان لازم برای مقابله یا فرار از محرکهای تنش زا را ندارند و همواره در معرض این محرکها هستند.چنین افرادی گرفتار فرسودگی شغلی می‌شوند ومشکل خود را در زمینه‌های گوناگون شناختی، هیجانی و رفتاری نشان می‌دهند.

فرسودگی شغلی کاهش قدرت سازگاری فرد با عوامل فشارزا و نشانگانی مرکب از خستگی جسمی و عاطفی است که به ایجاد خود پنداره و نگرش منفی و فقدان احساس ارتباط با مراجعان به هنگام انجام وظیفه، منجر می‌شودمی نامند. از جمله  عواملی که باعث فرسودگی در کار وشغل میگردد میتوان به استرس واثرات آن در محیط کسب وکار اشاره نمود.

استرس‌های شغلی بعنوان یکی از عمده‌ترین منابع استرس در زندگی بسیاری از افراد می‌تواند موجب بروز واکنشهایی چون اضطراب، بیقراری،  بیزاری ازکار و بیماری شوند،  که معمول ترین عکس العملهای مشاهده شده در برابر استرس محسوب می‌شوند.

در هر حال اضطراب معمولا منجر به انجام اعمالی جهت کاهش یا رفع تهدید می‌شود.این اعمال ممکن است مفید باشند، که در چنین مواردی فرد از مکانیسمهای اثر بخش دفاعی استفاده می‌کندبنابراین عملکرد وی از روی هوشیاری و یا تعمدی است. گاه ممکن است فرد برای رفع یا کاهش تهدید از مکانیسمهای دفاعی استفاده کند که در این موارد رفتار فرد عمدتا توسط ضمیر ناخودآگاه تعیین می‌شوند ( نظیر سرکوبی یا بیرون راندن تهدید یا فکر ناراحت کننده ازذهن ). در حالت اخیر واکنش اضطرابی را غیر طبیعی می‌نامند در چنین مواقعی فرد مضطرب وقایعی را که درمحدوده آگاهی وی رخ می‌دهد کمتر می بیند یا درک می‌کند وتمام توجهش را به جزئیات حاشیه‌ای عناصر تنش زا معطوف می‌دارد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت افرادی که دچار اضطراب غیر طبیعی هستند در برابر استرس حساسترندو (من)فرد یعنی بخشی از شخصیت فرد که مسول درک،  تفکر،  و عملکرد وی در برابر رویدادهای خارجی یا مشکل درونی است عمدتا قادر به انجام عملکرد مناسب نیستند درنتیجه عدم تعادل آنقدر ادامه می‌یابد که فرد دچار اضطراب مزمن می‌شود.در چنین شرایطی، کار در محیطهای پر استرس موجب قطع ارتباطات و مناسبات انسانی و وقوع اشتباهات کاری و درگیریهای مکرر با سایر همکاران وسرپرستان می‌شود. ادامه این روند موجب تسریع فرسودگی شغلی می‌شود. نهایتاً به ترک حرفه‌ می‌انجامد.  بدین ترتیب پژوهشگران همواره در صدد بودند به الگویی دست یابند که بتوانند بطور فراگیر،  چگونگی بروز این پدیده واثرات آن را بر فرد توجیه نمایند. لذا تاکنون تئوریها و مدلهای مختلفی توسط محققین ارائه شده‌اند که حتی در تعدادی از آنها معیارهائی معرفی شده که به زعم محققین قابلیت پیشگویی فرسودگی شغلی را دارا هستند.

براین اساس تئوری روانشناسان بر فرسودگی شغلی از دو دسته پیشایند ناشی می‌شود.

1- عوامل سازمانی: این عوامل تا به حال توجه پژوهشی قابل ملاحظه‌ای کرده است. بیشترین عواملی که در تحقیقات به آن اشاره شده است شامل ابهام نقش، تعارض نقش و تراکم نقش است (همان منبع)

تعارض نقش: تعارض نقش زمانی رخ می‌دهد که خواستهای متناقص و نامتناقص روی افراد اعمال می‌شود مثلاً زمانی دچار این وضعیت می‌شود که به او دستوراتی داده می‌شود که خارج از قلمروی مسئولیت حرفه‌ای او باشد و یا هنگامیکه ارزشهای اخلاقی فرد با مدیران و سرپرستان خود در تضاد باشد.

ابهام نقش: ابهام نقش به فقدان وضوح و روشنی در مورد محدودیتها و اهداف و وضعیت و مسئولیت و عوامل دیگری نظیر پیچیدگی تکالیف و تکنولوژی و تغییر سریع مداوم سازمان مربوط است.

تراکم کاری: تراکم کاری هم شامل مولفه‌های کیفی و هم کمی است. تراکم کاری کمی شامل درخواست‌های بیش از حد که زمان کمی برای رسیدگی آنها دارد و تراکم کیفی به پیچیدگی شغلی مربوط است.

2- عوامل درونی فرد: از جمله عواملی درون فردی ویژگیهای شخصیتی افراد را می‌توان نام برد که می‌توانند به عنوان زمینه ساز فرسودگی شغلی عمل می‌کنند. در بسیاری از تحقیقات تأثیر این ویژگیهای شخصیتی مورد بررسی قرار گرفته است. این ویژگیها شامل سرسختی روان شناختی[1]، عزت نفس پایین[2]،  همدردی[3]، منبع کنترل بیرونی[4]، سبک اسنادی[5]  و تفاوتهای فردی در انتظارات مربوط به شغل است که با فرسودگی شغلی مرتبط است.

با توجه به عوامل فوق (عوامل درون فردی)میتوان گفت تجهیز افراد به توانایی های وویژگیهای فردی و شخصیتی می تواند آنان را در برابر استرسهای محیط کار ایمن کند,از جمله ویژگیهای شخصیتی که می شود نام برد سخت رویی است. ) با استفاده از نظریه های شخصیت، سازه سخت رویی را به عنوان مجموعه أی از ویژگیهای شخصیتی تعریف میکنند که به عنوان یک منبع مقاومت در مواجهه با رویدادهای استرس زای زندگی عمل میکند. این متغیر شخصیتی از سه مؤلفه (وابسته به هم) شامل کنترل، تعهد و مبارزه جویی تشکیل شده است. کنترل مفهوم مقابل ناتوانی، تعهد مفهوم مقابل بیگانگی [6]از خود و مبارزه جوئی مفهوم مقابل احساس تهدید یا ترس است. افراد سخت رو کسانی هستند که در برابر اعمال و رفتار احساس تعهد کرده و معتقدند که رویدادهای زندگی قابل کنترل و پیش بینی هستند و بالاخره تغییر در زندگی و نیاز به انطباق با آنرا نوعی شانس و مبارزه جویی برای رشد بیشتر در نظر می گیرند، به جای اینکه آنرا تهدیدی برای زندگی خود به شمار آورند .

در سالهای اخیر، توجه زیادی به سخت رویی به عنوان یک عامل تعدیل کننده تاثیر استرس بر سلامتی شده است. بر اساس نظر روانشناسان اثرات سخت رویی بر سلامت روانی به وسیله مکانیزمهای ارزیابی و مقابله أی انتقال داده میشود. روانشناسان  خاطرنشان میکنند که سخت رویی با تمایل به دریافت بالقوه رویدادهای استرس زای زندگی به شیوه أی که کمتر تهدید کننده باشد، ارتباط دارد . در حمایت از این عقیده یافته ها نشان میدهند که اشخاص سخت رو رویدادهای زندگی را مشابه افراد غیرسخت رو تجربه میکنند، اما این رویدادها را غیراسترس زا ارزیابی کرده و در مورد توانائی خود برای مقابله  با آنها خوشبین هستند.  بر این اساس به نظر میرسد، سخت رویی دو مولفه ارزیابی را تغییر میدهد، ارزیابی از تهدید را کاهش داده و انتظار برای مقابله موفقیت آمیز با آن را افزایش میدهد. به نظر میرسد ویژگیهای تعهد، کنترل و مبارزه جویی تاثیر اساسی بر شیوه های ارزیابی افراد سخت رو از رویدادهای استرس زای زندگی دارند. در مطالعه فرآیندهای ارزیابی را در افراد سخت رو با توجه به تجارب اخیر زندگی مورد بررسی قرار میدهند. موضوع مورد بررسی عبارت بود از: "آیا افراد سخت رو براساس انتخابها و رفتارهایشان تمایل به مواجهه متفاوتی با تجارب زندگی دارند؟" آیا آنها تجارب مشابه را متفاوت از افراد غیرسخت رو ارزیابی میکنند؟ نتایج حاکی از تفاوت معنادار بین افراد سخت رو و غیرسخت رو در ارزیابی رویدادها بود. بر این اساس، در مقایسه با افراد غیر سخت رو، افراد سخت رو درصد بیشتری از تجارب زندگی شان را مثبت و کاملا" تحت کنترل گزارش دادند و تنها درصد اندکی از رویدادها را کمتر قابل کنترل ارزیابی کردند. افراد سخت رو و غیر سخت رو از نظر درصد رویدادهائی که به صورت غیرقابل کنترل ارزیابی کرده بودند تفاوتی نداشتند. این نتایج اشاره دارد به اینکه افراد سخت رو تمایل دارند رویدادهای استرس زای زندگی را به شیوه کمتر استرس زا ارزیابی کنند. مطالعات دیگری برای تحقیق در زمینه سایر تفاوت های افراد سخت رو و غیر سخت رو از نظر فرایندهای ارزیابی انجام شده است.

    در زمینه نقش تعدیل کننده سخت رویی بر روی استرس تحقیقات فراوانی انجام شده. نتایج نشان داد که سخت رویی استرس را تعدیل میکند. این تعدیل در جریان یک ارزیابی انطباقی از استرس صورت میگیرد. آزمودنیهای با سخت رویی بالا استرسورهای عینی یکسان را کمتر تهدید کننده درجه بندی کردند تا آزمودنیهای با سخت رویی پایین، مردان با سخت رویی بالا کنترل بیشتری را در مقایسه با مردان با سخت رویی پایین گزارش دادند.

    یکی دیگر از مکانیزمهای اثر سخت رویی بر روی استرس نحوه مقابله با آن است. روانشناسان اشاره دارند بر اینکه افراد سخت رو در مواجهه با استرس از شیوه هاهی کنار آمدن [7]<http://khabaronline.ir/cp/#_ftn7> مستقیم و فعال استفاده میکنند که این کنار آمدن با استفاده از "راهبردهای مساله - مدار" استرس را به تجربه أی بی خطر تبدیل میکند. بر عکس افراد غیرسخت رو از شیوه های کنار آمدن دفاعی مانند واپس روی و انکار استفاده میکنند که نه تنها مشکل را حل نمیکند بلکه باعث افزایش مشکلات هیجانی و ناسازگاریها میشود.

 کنارآمدن مستقیم، رفتاری است که با استفاده از راهبردهای خاص رویدادهای منفی را به رویدادهای مثبت تبدیل میکند و جنبه مخرب و آسیب زننده آن را کاهش میدهد. این شیوهء مقابله از دو مولفه ذهنی و عملی تشکیل شده است. در مرحلهء ذهنی، فرد رویداد استرس زا را از چشم اندازی وسیعتر و یا بلندنظری نگاه میکند. چنین برخورد ذهنی أی باعث میشود تا آن رویداد خاص آنچنان هم ناراحت کننده به نظر نیاید. سپس در مرحله عملی، اقدامات  عملی را به صورت قاطعانه در جهت رفع عامل استرس زا انجام میدهد.

   + مهندس فریدون دشتی ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٦
comment نظرات ()