مدیریت صنایع و بهره وری

پــارکهای علمی؛ وضعیت موجود و چشم انداز آینده

امروزه، پارکهای علمی دیگر نباید واژه ای ناآشنا و نامأنوس برای مدیران کشور باشد. مدیران کشور در سطوح بالا حتماً با این پدیده آشنـــــا هستند و ویژگیهای آن را به خوبی می شناسند.
در کشور چه قبل از انقلاب و چه بعداز انقلاب، دغدغه توسعه فناوری همیشه مطرح بوده است. ساخت دانشگاههای مختلف، پژوهشکده های متنوع و در رشته های گوناگون، تسهیل تربیت استادان ایرانی در خارج از کشور و بسیاری از برنامه های دیگر در راستای این دغدغه و نگرانی بوده است. توسعه فناوری و متعاقباً خلق ثروت برای کشور تنها از یک راه میسر نمی شود. توسعه یافتگی در فناوری، نیاز به حلقه های مختلفی دارد که باید در یک نظم و ترتیب سیستمی کنار یکدیگر قرار بگیرند و برآیند آنها منجر به این اتفاق میمون و خجسته گردد.


امروز زمان آن نیست که ببینیم پارک علمی خوب یا بد است، بسیاری از کشورهای پیشرفته این سازوکار را به منزله یکی از راههای توسعه فناوری (و توسعه انکوباتورها به عنوان راهی برای ایجاد اشتغال) پذیرفته اند - اگرچه درتوسعه پارکها و انکوباتورها همان طور که در شماره قبل مطرح شد، اهداف دیگری هم وجود دارد.
برای کشور ما با ویژگیهای خاص خود این سوالات اساسی در زمینه پارکهای علمـــی پیش روی مدیران قرار گیرد: چگونگی توسعه پارکهــــای علمی، تعداد پارکهای علمی، رشته هایی که پارکها باید در آن فعال باشند، پراکندگی جغرافیایی، آموزش توسعه دهندگان و... این گونه مقوله ها است. روندی که امروزه شاهد آنیم، ایجاد قارچ گونه پارکهای علمی است که در اکثر آنها توسعه فضای فیزیکی بیشتر معنی دارد تا توسعه فضایی با تعریف پارک علمی.
در بخش اول میزگرد تعاریف مربوط به پارکهای علمی، ویژگیها و ابعاد مختلف آنها مطرح شد. علاوه بر این نقد نتایج به دست آمده ناشی از توسعه پارکهای علمی در کشور نیز ارائه گردید. در بخش دوم و پایانی میزگرد هدفهای پارکهای علمی درکشور و چگونگی توسعه مناسب آنها بحث خواهدشد.
باسپاس فراوان از صاحبنظران شرکت کننده در بحث، حــــــــاصل بخش پایانی میزگرد را ازنظر می گذرانیم.
چرمی: به نام خدا. در بخش اول میزگرد در رابطه با پارکهای علمی، تعریف، اهداف، وظایف، ویژگیها، بخشهای مختلف آن صحبت شد. برای جلوگیری از اطاله کلام و یادآوری خوانندگان مناسب می دانم تا فقط بر اهداف توسعه پارکهای علمی گذری کوتاه داشته باشم. از مهمترین اهداف توسعه پارکهای علمی این موارد را می توان مطرح کرد:
تجاری سازی نتایج تحقیقات و تحقق ارتباط بخشهای تحقیقاتی و تولید و خدماتی جامعه؛
کمک به جذب دانش فنـــی و سرمایه های بین المللی و داخلی؛
افزایش حضور و مشارکت تخصصی شرکتهای فناوری داخلی در سطح بین المللی؛
و بالاخره حمایت از ایجاد و توسعه شرکتهای کوچک و متوسط فناوری و حمایت
از توسعه ها و شرکتهای تحقیقاتی و مهندسی نوآور، با هدف توسعه فناوری و کارآفرینی.
در ادامه بخش اول میزگرد دوستان به اظهار عقاید نقادانه خود در توسعه پارکهای علمی پرداختند. تقریباً کلیه دوستان معتقد به روند نادرست توسعه پارکها در کشور بودند. این توسعه نه استراتژیک است، نه سازماندهی شده است، نه به اندازه است، نه مطالعه مناسب درمورد آن انجام شده است و نه... .
یکی از مسائل مهمی که در بخش اول مطرح شد عبارتست از نگاه کشور به مقوله «مدیریت تکنولوژی». این مقوله گرچه خود نیاز به یک بحث جداگانه دارد. ولــــی لازم می دانم تا جهت تاکید روی آن در اینجا به آن اشاره کنم.
شکل گیری فناوری در کشور به صورت تک خطی - که این خود یکی از عوامل مهم عدم توسعه فناوری و به تبع آن پارکهای علمی به عنوان ابزاری برای شکل گیری و توسعه تکنولوژی است - یکی از نقدهای اساسی در این مقوله به شمار می رود.
یکی از حلقه های مفقوده توسعه پارکهای علمی در کشور، عدم آگاهی توسعه دهندگان این گونه مراکز با مفاهیم اولیه و ادبیات آن است که متفاقاً دوستان روی آن تاکید داشتند. با این مقدمه برای واردشدن به مقوله های دیگری از پارکهای علمی و جهت فتح باب دیگری در این زمینه، مواردی را عرض کنم.
همان طور که مطرح شد درحال حاضر عملاً هیچ پارک علمی در کشور وجود ندارد که عملیاتی شده باشد. همه درحال ایجاد هستند، حالا چه از یک تابلوی ساده که تنها دارایی یک پارک است و یا پارکی که درحال استقرار مستاجرینش است.
درمورد مراکز رشد (انکوباتورها) که توسعه آنها به نظر ساده هم می آید، خیلی خوب عمل نشـــده است. بحثهای کلان مسئله را نمی خواهم تکرار کنم و از دوستان هم همین انتظار را دارم. در اینجا می خواهم به نقش انکوباتورها برای پشتوانه ای جهت ایجــاد بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs) اشاره کنم. همان طور که در بخش اول مطرح شد انکوباتور پدیده ای است که شرکتهای نوپا با یک ایده شروع می کنند و تا خلق محصولی که مشتری حاضر است بابت آن پول بپردازد پیش می روند. وقتی این اتفاق افتاد این شــــرکت نوپا از برنامه انکوباتور خارج می شود. حالا باید در بیرون و در محیط رقابتی (و یا در بعضی مواقع در یک پارک علمی) جایی برای خود پیدا کند. کم کم این شرکت رشد می کند. تکثیر این شرکتها و رشد و نمو آنها شرکتهای کوچک و متوسطی را در آینده می تواند به وجود آورد. اگر به تجارت کشورهای اروپایی و حتی آسیایی توجه کنیم می بینیم که در این کشورها توجه بسیاری به توسعه شرکتهای کوچک و متوسط کرده اند و از آنها هم نتیجه گرفته انــــــــد. اینکه توسعه دهندگان پارکهای علمی یک راست به سراغ توسعه پارک (گرچه ممکن است در جایی هم توجیه داشته است) رفته اند و به سراغ توسعه انکوباتورها که تجربه کم هزینه تر و حتی بیشتر در راستای اشتغال زایی است رفته اند، اشتباه بزرگی است.
بسیار دیده و شنیده ایم که کارآفرینان دانشگاهی و غیردانشگاهی شرایط و فضای مناسب برای ابراز ایده های خودشان را ندارند (شاید یکی از دلائل اینکه تحصیل کرده های ما بیشتر به فکر استخدام در یک شرکت هستند تا اینکه خود ایجـــــــاد یک شرکت کنند و ایده هایشان را در آنجا پیاده کنند از همین نشأت گرفته است). چــون مکانیزم ها را نشناخته ایم به سراغ وام خوداشتغالی رفته ایم که خودمان هم می دانیم که این مکانیزم و یا مکانیزم های دیگر چندان کارساز نبوده اند و نخواهندبود.

سلطانی: باید دید درمورد مراکز رشد چه اشتباهاتی را مرتکب شده ایم. من معتقدم که باید اشتباهات یا انحرافات خودمان را ابتدا بررسی کارشنــاسانه کرد و سپس دست به برنامه ریزی ملی زد.
برخی از اشتباهات و انحرافات را فهرست وار عرض می کنم:

1 - به برنامه ریـــــــزی ملی و استراتژیک کم توجهی شده است.
2 - اعتبارات ملی به نام مراکز رشد و پارکها جذب شده و بعضاً هزینه پژوهشی شده اند، در حالی که این مراکز، مرکز پژوهشی نیستند.

3 - تغییر عنوان سازمان پژوهشها در شهرستانها به پارک قبل از اینکه برنامه ریزی اتفاق بیافتد. این یک حرکت بدون برنامه ریزی است.

4 - انحرافی که ممکن است در آینده نیز تاثیر بگذارد، اتکای کامل به اعتبارات دولتی در مرحله احداث پارکها است. اقتصادی نشدن پروژه پارکها در یک مقطع زمانی مشخص، یک انحراف است.

5 - اشتباه گرفتن ایجاد پارک با احداث فیزیکی و کالبدی پارک.
6 - مساوی گرفتن موقعیت مرکز رشد با استقرار شرکتها
7 - پژوهشی کردن ستاد پارکها به جای شرکتهای مستقر در پارک
8 - تبدیل پارکها به مراکز تحقیقات، یا دولتی کردن پارک با انگیزه و بهانه بومی کردن

9 - مدیریت پارکها و مراکز رشد را با نگاه دولتی انجام دادن
10 - و نهایتاً فرابخشی عمل نکردن مراکز کلان کشور در تصمیم گیری های مرتبط با احداث پارکها و مراکز رشد.

رضوی: در این بخش از میزگرد لازم است که به چند نکته اشاره کنم. دوستان مطرح کردند که ضرورت دارد استادان ما به سمت تجاری کردن کـــار خود و کسب و کار فکر کنند. من فکر می کنم که این یک مشکــل اساسی است؛ زیرا نه می توانیم و نه درست است که یک استاد و محقق را به یک عامل کسب و کار تبدیل کنیم. کار یک استاد، تحقیق، پژوهش و آموزش است.
اگر ما فکر می کنیم که در آن نظام، تغییر باید حاصل شود باید سازوکارش را فراهم کنیم. اینکه فکر کنیم که اساتید باید به فکر تجارت و کسب و کار باشند، در آن صورت در همه ابعاد اعم از آموزش، پژوهش و تجارت شکست می خوریم.
به طورکلی بسیاری از کشورها، غفلتها و لغزشهایی را در این زمینه داشته اند و درسهای فراوانی را آموخته اند. آنها به این نتیجه رسیدند که ایجاد شمّ اقتصادی در فردی که سالهای 40-30 عمرش را می گذراند و احتمالاً دو دهه از عمرش را با شمّ علمی سپری کرده اشتباه است.
بحث دیگر اینکه آیا در مملکت ما نیاز به شکل گیری فعالیتهای مربوط به فناوری حس می شود یا خیر؟ من معتقدم که این نیاز کاملاً حس می شود.
صنعت ما و بسیاری دیگر از شاخه های فعالیتهای اقتصادی به مدت دو دهه و نیم، گسست جدی با دنیا داشته و از بحرانهای مختلف، عقب افتادگی های تکنولوژیک و به روز نبودن رنج می برد. ازســـوی دیگر در دوره هایی که دغدغه های جنگ، بازسازی و مقابله با فشارهای جمعیتی در کشور را داشتیم، دنیا صحنه تحولات بسیار گسترده از لحاظ ظهور فناوریهای جدید بود.
قابلیتهای فناوری
از همین جا من به دو هدف بسیار مهم فعالیتهای متمرکز درجهت ایجاد قابلیتها و توسعه فناوری می رسم. یکی کاهش شکاف میان توانمندیهای کشور و بنگاههای اقتصادی نسبت به آنچه که در دنیا اتفاق می افتد و مقوله دوم بسترسازی برای شکل گیری و اشاعه قابلیتهای کسب و کار و بازرگانی است که فناوریهای نوین در صحنه بین المللی ممکن ساخته و ما در این زمینه، بسیار عقب هستیم.
بنابراین ضرورت دارد که به برنامه نوسازی صنعتــی اهمیت دهیم. این فقط یک مقوله سخت افزاری نیست و بسیاری از ویژگیهای آن به ایجاد قابلیتهایی در سطوح مدیریتی، کیفیتی و توانمندیهای فنی و تخصصی باز می گردد. درواقع در بالابردن توانمندیهای بازاریابی و بازارسازی نیز نوعی فناوری نهفته است. بنابراین نیاز نسبت به بُعد نوسازی کاملاً محسوس
و بسیار جدی و هشداردهنده است. بعد دیگـــر قضیه مربوط به ضرورت شکل گیری شرکتها، کسب و کارها و قابلیتهایی است کـــــه فناوری های نو در جامعه ایجاد می کند.
ما باید از این فکر دور شویم که پدیده ای را که عمر بسیار کوتاهی دارد و درکهای نسبتاً متفاوتی نسبت به آن وجود دارد فوراً در قالب بوروکراسی اداری ببریم و صحبت از صدور مجوز و پس گرفتن و کنترل بودجه ها کنیم.
من قویاً معتقدم در بوروکراسی اداری ما درک درستی نسبت به مقوله
پارکهای فناوری شکل نگرفته است. به بیان دیگر خیلی زود است که قبل از برنامه ریزی مناسب و ارزیابی پدیده های شکل گرفته در پارکهای دیگر، آن را در قالب یک مقوله و یا در زیر چتر یک وزارتخانه قرار دهیم و به دنبال نوشتن قانونی هم برای آن نباشیم.
اتفاقاً یک دلیل اینکه قانون درمملکت ما اجرا نمی شـــود این است که قانون بدنوشته می شود و نمونه خیلی ساده آن اعلام زوج و فرد کردن حرکت خودروها در دو روز مردادماه بود که معلوم نشد پس گرفته شد، نیم بند اجرا شد یا چه نتیجه ای حاصل شد.
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با ساختارها و دیدگاههای فعلی، قادر به نگرش فرابخشی و ایجاد ارتباطات منسجم نهادینه شده در سطوح ارگانها و ساختارهای مختلفی که متقاضی فناوری هستند نیست. ایجاد قانونی به منظور زیرچتر چنین وزارتخانه ای رفتن نیز چیزی جز قانون شکنی درپی ندارد. کسان دیگـــری که برداشتهای متفاوتی دارند و فکر می کنند در این فرایند قانونگذاری مشارکت نداشتند، به نوعی به تلاشهای خود ادامه خواهند داد.
بنابراین هم قانون و هم قانون شکنی را خواهیم داشت. از این رو ما زمانی باید به این کارها دست بزنیم که درک مناسب کارشناسی و توان برنامه ریزی کاملاً صحیح داشته باشیم.
درمورد اینکه عوامل ذی نفع چگونه باید در این قضیه شرکت داشته باشند باید گفت اقتصاد ما از ابعاد عمومی تکنولوژی و داخلی شده تکنولوژی، منافع فراوان نمی برد و در بخشهای مختلف مثل صنعت، حمل و نقل و... به فعالیتهای جاری ادامه می دهد.

عرضه و تقاضا
آنچه که باید در پارکها فراهم شود از لحاظ اداری و نیز نوع فعالیت آنهاست. باید به عرضه و تقاضا توجه داشت. در این قضیه دانشگاهها، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سازمانهایی که نسبت به خرید و ارائه این نوع فناوری ها و صدور مجوزهای لازم فعالیت دارند مانند وزارت صنایع و معادن، شرکت مخابرات و وزارت دفاع باید حضور داشته باشند. براین اساس باید فرایندی شکل گیرد که بتواند عرضه و تقاضا را به هم متصل کند. این چرخه معیوب که از یک طرف راجع به عرضه صحبت می شود و ازطرف دیگر تقاضا کار خودش را صورت می دهد، درجایی باید به صورتی نهادینه شکسته شود؛ یعنی مجاری و کانالهایی باید شکل گیرد که ویژگیهای عرضه را به تقاضا نزدیک کند و درعین حال برای تقاضا شرایطی فراهم شود که از عرضه، بهره بیشتری ببرد.

ویژگیها
اگر روی بُعد نوسازی فکر کنیم پارکها باید ویژگیهایی داشته باشند؛ یعنی اهداف اصلی باید در زمینه های خدمات رسانی، آموزش، نوسازی و اطلاع رسانی درزمینه استانداردها، کیفیت، بازارهای مختلف و غیره متمرکز باشد.
ویژگیها به این مفهوم است که شرکتهای خدمات مهندسی، محققان و مراکز تحقیق و توسعه می توانند در این زمینه فعال باشند. همچنین ایجاد شبکه های اطلاع رسانی با مدیریت پارک و ایجاد آزمایشگاهها برای ارائه خدمات در سطوح مناسب، از دیگر فعالیتها در این زمینه می تواند باشد.
درهرحال این موارد ضرورتهایی است که در بُعد خدمات رسانی به صنایع موجود یا متقاضیان موجود باید شکل گیرد. در بُعد صنایع و فناوری های نوین هم ساختارهای خدماتی، آموزشی، مدیریتی و کمکهای مدیریتی متعدد و نیز، ساختارهای انکوباتوری می توانند مثمرثمر واقع شوند.
علاوه بر این، تجـــربه هایی همچون سرمایه گـــذاری ریسک پــذیر و ایجاد کنسرسیوم هایی که بتوانند از عوامل کوچک که در کنار هم قرار می گیرند، ساختارهای بزرگ بسازند از مقولاتی است که در رابطه با صنایع مبتنی بر فناوری های نوین باید به طور جدی موردتوجه قرار گیرند.
سلجوقی: سوال من از آقای دکتر رضوی این است که آیا عرضه و تقاضا در پارکها آزاد باشد؛ یعنی اجازه دهیم که هر سیستمی تا وقتی که تقاضا وجود دارد، پارک تاسیس کند؟

رضوی: خیر در آن بحث، منظور من پارک نبود، بلکه راجع به یک معضل ملی صحبت کردم و اینکه اگر جایی عنوان فناوری را با خـــودش می کشد، یکی از ماموریتهای اساسی اش این است که نهادهای مناسب و دالانهای ارتباطی بین عرضه و تقاضا به وجود آورد. از بُعد عرضه نیز می تواند سیستم دانشگاهی، شرکتهای مشاوره ای و یا تکنولوژیست ها باشند.
به اعتقاد من نهادی که بتواند عرضه و تقاضا را به هم نزدیک کند، حتی در درون یک وزارتخانه هم نداریم و این کار در صحنه ملی بسیار دشوارتر است.

امامی: اینکـــه اشاره شد دانشگاهیان به تجاری کردن محصولات نشـــأت گرفته از ایده ها توجهی ندارند منظور این نبود که یک دانشگاهی به تجارت و کسب و کار روی آورد. بحث بر سر این است که بایستی نگرشها همسو شود؛ زیرا وقتی صحبت از بهره وری یک پدیده می کنیم، اگر نگرشهای خرد و کلان درخصوص بهره گیــری از آن پدیده همسو نباشند، درنتیجه به جای اینکه عوامل موثر بر حرکت به هم سینرژی مثبت دهند، یکدیگر را خنثی خواهندکرد.
بحث بینش اقتصادی است، بحث این است که یک محقق یا دانشگاهی این احساس را داشته باشد که یک پروژه تحقیقاتی هم باید توجیه اقتصادی داشته باشد؛ یعنی درجهتی شکل گیرد که اگر حاصل تحقیق به یک دانش فنی منجر شد درنهایت بتواند درقالب یک فعالیت اقتصادی مورداستفاده قرار گیرد و به اصطلاح برگشت سرمایه وجود داشته باشد. این نتیجه نیز زمانی ممکن می شود که باتوجه به نیاز بازار حرکت کرده باشیم. درغیر این صورت عملاً اتلاف منابع اتفاق افتاده است. البته ممکن است یک پروژه تحقیقاتی جواب ندهد، این نتیجه ای طبیعی است، تاکید روی ذهنیت ها است.
یکی از دوستان اشاره کردند یکی از نقاط ضعف پارکهای علمی موجود کشور، دولتی بودن آنهاست. من هم با نظر ایشان موافقم؛ زیرا متاسفانه عده ای به منابع دولتی با این چشم نگاه می کنند که باید آن را هزینه کرد و مهم نیست هزینه کردن آن توجیه اقتصادی داشته باشد. لذا بدون مطالعه اقتصادی و بدون توجه به عامل برگشت سرمایه برای هزینه کردن آن برنامه ریزی می کنند. به همین دلیل برخی افراد، مدیر دولتی را مدیر هزینه تلقی می کنند.
یکی از دوستان، برنامه ریزی استراتژیک را برای موفقیت پارکهای علمی ضروری دانستند. این نظر کاملاً درستی است. امروزه بدون وجود تفکــر استراتژیک نمی توان در حرکتهای توسعه ای موفق بود، لذا برنامه ریزی استراتژیک نیز برای یک پارک علمی از اهمیت بالایی برخوردار است. منتها نکته ای که باید روی آن تاکید شود این است که اصولاً باید یک چشم انداز کلی در کشور وجود داشته باشد و حرکتهای اقتصادی خود را با آن همسو کنند. در آن صورت توسعه تکنولوژی جهت خود را پیدا می کند و توسعه پارکهای علمی نیز مفهوم خواهد داشت، و برنامه ریزی استراتژیک برای پارکهای علمی نیز مفهوم و جهت ملموس تری پیدا می کند.
نکته دیگری که باید موردتاکید قرار گیرد این است که تاثیر یک پارک علمی باید تقاضا محور باشد نه عرضه محور. این شرایط نیز زمانی تجلی می یابد که فضای رقابتی در اقتصاد کشور ایجاد شود و سه عنصر دولت، دانشگاهیان و بنگاههای اقتصادی به صورت همسو متقاضی این پارکها باشند تا زمینه توسعه آن فراهم شود.

سلجوقی: آقای دکتر رضوی در اظهارات خود چند عامل محدودکننده را ذکر کردند که به نظر می آید برخی قابل بازکردن است. ازجمله آقای دکتر روی بستر حقوقی و قانونی و فقدان آن اشاره ای داشتند. نبود بستر حقوقی و قانونی به عنوان یکی از عوامل محدودکننده توسعه کیفی قابل بررسی است.
من به توسعه کمّی اعتقاد ندارم. درحقیقت شاید ما حداکثر به دو پارک بیشتر احتیاج نداشته باشیم تا همچنان که آقای دکتر فرمودند به دو الگوی عملیاتی رسیده باشیم؛ زیرا صرف تابلوزدن دردی را دوا نخواهد کرد. اما اگر فکر کنیم یکی از آنها قرار است راه بیافتد، دراین صورت ما بسترهای حقوقی و قانونی اش را هم نداریم.

بــــــه طور مثال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور می خواهد به شما به عنوان یک واحد فناوری خلاق در پارک مبلغی پرداخت کند، قانونگذار اجازه پرداخت چنین مبلغی را نمی دهد. درحال حاضر مدیران و کارشناسان درحال حل این مشکلات هستند، ولی حل این مشکلات هزینه بسیار . علاوه بر پارکها، حتی درخصـوص مراکز رشد نیز این مساله قابل بررسی است. درضمن مراکز رشد نهادی است که نسبت به پارکها خیلی سریعتر نتیجه می دهند، مخصوصاً مراکز رشدی که در زمینه های ICT فعالیت دارند و چندان هم به آزمایشگاه و تجهیزات خاصی نیاز ندارند.بررسی است
نکته دیگر اینکه اکثر مراکز رشد و پارکها در کنار دانشگاهها و مراکز پژوهشی مستقر شده اند و مزیت این گونه مراکز آن است که استاد و یا فارغ التحصیل دانشگاه هم به راحتی می توانند وارد بازار کار شده و تجارت کنند.
ازجمله مباحث قانونی دیگر، بحث سربازی جوانان خلاق و کارآفرین است. دانشجویانی که فارغ التحصیل می شوند، به علت سربازی باید نزدیک به دو سال از فعالیت دست بکشند. از این رو اگر بتوانیم نظام سرباز کارآفـــرین را تعریف کنیم، افراد دارای ایده می توانند سربازی خــود را در پارکهای علمی و به عنوان سرباز کارآفرین طی کنند.
نگرانی دیگری که من از بحث محدودکننده یا ریسک پارکها دارم، نپذیرفتن متولی قـــانونی در زمینه پارکهای علمی است. به عبارتی هر سازمانی متولی را که قانونگذار گذاشته است قبول نداشته و می گوید چرا متولی نتوانسته است نقش اصلی خودش را بازی کند و به همین دلیل هرسازمانی به طور جزیره ای برای خودش پارک و مرکز رشد تاسیس می کند.
فشارهای سیاسی حاکم و نداشتن مدلی مناسب در سیستم، نیز مزید بر علت شده و هر روز بر تعداد پارکها و مـــــراکز رشد اضافه می شود. از این رو این نگرش، بزرگترین محدودکننده پارکها است؛ یعنی همان بلایی که سر مناطق آزاد و ویژه آوردیم، به طوری که درحال حاضر حتی یک منطقه آزاد که ویژگیهای لازم را داشته باشد نداریم.
به همین دلیل من معتقدم که حتی آن هفت پارکی را هم که تغییر عنوان دادند، ضابطه مند کنیم تا اگر واقعاً شرایط لازم را برای یک پارک ندارند، تعطیل شوند.
درمجموع عواملی که در ارتباط با پارکهای علمی و مراکز رشد مطرح هستند می توان به دو بخش تقسیم کرد: یکی عواملی که فرابخشی هستند مانند برنامه ریزی استراتژیک؛ یعنی اگر کشوری برنامه ریزی استراتژیک داشته باشد، این را مـــــی توان در قالب آن دید. یا وقتی می گوییم اقتصاد رقابتی شد، این فقط درمورد پارکها نیست، بلکه بحث اقتصاد کلان کشور است. یا نگرش ما به فناوری که آن را به صورت یک تجارت درنظر بگیریم. این یک نگرش است که درمجموعه مسئولان نظام با روش خــاصی باید حاکم شود. من معتقدم برنامه های توسعه عموماً باید روی این مقولات تأمل کنند.
طبیعتاً پارکها و مراکز رشد به گونه ای است که به یک سیستم خدمات نمی دهد، حتماً باید یک مجموعه فرابخشی این مقوله را حمایت و هدایت کند. ازجمله برای تدوین آیین نامه و ضوابط و... که من هم اعتقاد آقای دکتر رضوی را دارم.
اما برای یک مجموعه فرابخشی، لازم نیست که سریعاً یک سازمان فرابخشی درست کنیم، بلکه باید تصمیمهای فرابخشی گرفت. سازمانهای بخشی باید توان همکاری و اتخاذ تصمیم فرابخشی را فراهم نمایند.
حداقل در تدوین و تصویب آیین نامه ها از یک نگــرش فرابخشی استفاده شده است. از این رو مسئولان سیستم باید سعی کنند نظام فرابخشی را فعال کنند.
عوامل دوم در درون بخشی مراکز رشد و پارکهای علمی و فناوری می باشند که فرایندها، گردش کارها، دستورالعمل ها، ضوابط متناسب با موضوع هر مرکز و متناسب با شرایط بومی منطقه و کشور، تهیه و تصویب نشده اند.
وذ،بی رنگ: در پاسخ به این پرسش که عوامل محدودکننده توسعه پارکهای علمی درایران چیست باید عرض کنم که این عوامل به چند دسته تقسیم می شوند: کمبود متخصصان و مدیران خبره در زمینه مدیریت و راه اندازی پارکها؛
پتانسیل پایین کشور از لحاظ شرکتهای صاحب فناوری و نیز فعالیتهای R&D در زمینه فناوری های برتر؛

فقدان تجربه کافی در راه اندازی پارکها و شهرکهای علمی - تحقیقاتی؛
عدم آمادگی دولت برای ارائه تسهیلات حقوقی، مالی، گمرکی و... ؛
چشم و همچشمی دستگاهها و سازمانها در راه اندازی پارکها؛ تمیز قائل نشدن بین پارک و انکوباتور.
نداشتن BUSINESS MODEL وBUSINESS PLAN

نبود یک برنامه مشخص و کارشناسی شده که براساس واقعیتها و ظرفیتهای کشور در زمینه راه اندازی پارکها و انکوباتور تدوین شده باشد.
سلطانی: به بحث اول خودم یک نکته کوچک اضافه می کنم. باتوجه به شاخصهایی که برای پارکهـــا و مراکز رشد می توان قائل شد فکر می کنم در کشور دو نقطه است که می توان اسم پارک روی آنها گذاشت و فاصله زیادی با بقیه دارند، یکی پارک فناوری پردیس و دیگری پارک صنایع غذایی مشهد.
درخصوص مراکز رشد هم با این معیار که حداقل 5 شرکت در آن مستقر شده باشند، شهرک علمی - تحقیقاتی اصفهان اولین جایی است که این کار را کرده و در دانشگاه صنعتی شریف نیز اخیراً این اتفاق افتاده است. علاوه بر اینها در محدوده و اطلاعات من، کاشان و برخی شهرهای دیگر همچون یزد هم به زودی به این معیار می رسند.

محیط خارجی
درمورد بحث آقای دکتر امامی یک نقدی دارم. بنا نیست که اگر محیط خارجی مخالف یک حرکت بود، آن حرکت انجام نشود و تسلیم محیط خــارجی شویم. اتفاقاً فلسفه برنامه ریزی استراتژیک این است که حتی در شرایط محیطی خیلی بد هم ما تابع شرایط نباشیم.
خیلی از کشورهای دیگر شرایط عمومی کاملاً نامساعد داشتند، ولی مجموعه حرکت احداث پارکها و مراکز رشد به اندازه ای قوی بود که توانستند شرایط محیطی را تغییر داده و کلاً فضا را عوض کنند و این نیازمند مدیران توانمند و برنامه ریزی قوی است.
از این رو بحث بر سر این است که پارکها می توانند بر روی محیط خارجی اثرگذاری داشته باشند. در غیر این صورت که باید همه کارها متوقف شوند، کمااینکه نه برنامه ریزی استراتژیک ملی داریم و نه شرایط محیطی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و علمی ما فعلاً آماده ایجاد پارک و انکوباتور است و نه به این زودی اتفاق خواهدافتاد. عرض من این است که شرایط محیطی آن قدر هم بسته نیست که نتوانیم کاری انجام دهیم.
در بعضی زمینه ها می توانیم فعالیت رقابتی ایجاد کنیم، نبود قانون را از جهت دیگری جبران کنیم، عوامل حرکتهای بین المللی را به کمک بگیریم و خیلی پارامترهای دیگر که شرایط محیطی را دور بزنیم و یا حل کنیم. بنابراین می توان درهمین شرایط محیطی کار کرد.

تنگناهای اصلی
مشکل اصلـــی ما در بحث کلان، عدم برنامه ریزی ملی و نبودن عملکرد فرابخشی است و در بحث خرد و در سطح بنگاه هم مشکل این است که مطالعات امکان سنجی برای پارکها صورت نداده ایم. اصلاً بررسی نکرده ایم که از کدام قسمت می خواهیم شروع کنیم. در دنیا هم مراکزی وجود دارد که پارک را از مراکز رشد شروع می کنند، ولــــی در زمانی که امکان سنجی پارک در آن شهر و محل احداث پارک انجام شده است و نه بدون بررسی های امکان سنجی پارک. درواقع ما مطالعه نکرده شروع کرده ایم.
در برخی شهرها من مطمئنم که اصلاً پارک معنی دار نیست، ولی اسم پارک گذاشته ایم و کلاً مفاهیم را مخلوط کرده ایم. بنابراین در سطح بنگاه، با مشکل عـــــــدم مطالعات امکان سنجی و نیز عدم وجود مدیریت تخصصی و آموزش مدیریت پارکها روبرو هستیم.
متوسط فاصله پارکهای عضو اتحادیـــه بین المللی پارکهای علمی (IASP) از دانشگاهها نوزده کیلومتر است. بنابراین این گونه نیست که همه پارکها در دل دانشگاهها باشند&، هرچند که تعامل بین دانشگاه و پارک یک شرط جدی است، اما اینکه کنار دانشگاه باشند یا خیر، بستگی به عوامل دیگری دارد.

انواع مختلف
نوعی از پارکها از مدل اروپایی و آمریکایی است که به راحتی خروجی تحقیقات دانشگاه را تجاری سازی می کنند، یک بسته اسکناس می بینند، یعنی به قدری سازوکار تبدیل علم به ثروت را آماده دارند که پس از اتمام دوره دکترا، به راحتی نتیجه تحقیقات دوره دکترا را تبدیل به محصــــول، خدمات تخصصی و شرکت می کنند و فناوری نوین ایجاد شده میلیاردها دلار ارزش افزوده برای آنها خلق می کند.
یک مدل هم مدل چینی است که تحقیق و توسعه (R&D) در آن بحث اول نیست. سرمایه و فناوری از کشور خارجی وارد می شود و در مقابل آن& مقداری از سود یا سرمایه درگردش شرکت به اجبار باید در تحقیق وتوسعه به کار گـــرفته شده و در پارک هزینه شود. همچنین 15 درصد نیروی انسانی بایـــــــــد در تحقیق و توسعه فعالیت کند. مدل چینی باعث رشد خیلی سریع پارکها می شود.
ولی ما هنوز درکشور تصمیم نگرفته ایم که چه می خواهیم بکنیم و از چه نوعی به چه میزان نیاز داریم. آیا می خواهیم شکاف فناوریهای خود را پر کنیم، صنایع موجود را با تغذیه فناوری نوین ارتقا دهیم و یا می خواهیم در مرحله فناوری نوین، تولید ثروت کنیم، اینها هرکدام مقوله ای جدا است.

وظایف ذی نفعان
درخصوص اینکه گفته شد ذی نفعان چه وظایفی دارند؟ درکلان قضیه باید گفت که یک بخش دولت است. دولت باید در زمینه برنامه ریزی راهبردی و مالکیت معنوی نقش داشته باشد. بحث نحوه تعامل مالی دولت با بخش خصوصی هنوز حل نشده و باید دولت حل کند.
دیگر اینکه باید بررسی کردکه آن قسمت از سود فروش نفت که قبلاً درتوسعه صنایع دولتی هزینه می شد، در چه جایی باید هزینه شود. طبعاً بهتر است برای توسعه صنایع به بخش خصوصی سپرده شود، اما هنوز چگونگی دادن اعتبارات دولتی به بخش خصوصی تعریف ونهادینه نشده است. سازمان مدیریت و برنامه ریزی دراین بخش می تواند نقش داشته باشد.
درمورد احداث پارکها و مراکز رشد باید حتماً نگرشها به سمت غیردولتی حرکت کند. همچنین دانشگاه باید دانشجویان خود را با فرهنگ کارآفرینی آشنا کند و درحقیقت فرهنگ کارآفرینی باید ترویج پیدا کند.
بالاخره بحث قانون، که هم مجلس دخیل است و هم نهادهای اصلی در دولت که بتوانند به صورتی فرابخشی، مساله پارکهای علمی را قانونمند کنند.
چرمی: آقای دکتر سلطانی به دولت به عنوان یکی از ذی نفعان اصلی پارکها اشاره کردند. به مقوله مجلس در زمینه قانونگذاری، دانشگاهها به عنوان مروجان فرهنگ کارآفرینی و... نیز اشاره بجایی داشتند.
من از آنجا که خود را نماینده مشاوران در این میزگرد می دانم می خواستم نکاتی را در این زمینه مطرح کنم. نخست اینکه من یکی از ذی نفعان توسعه پارکهــــای علمی و مراکز رشد را مشاوران می دانم. وقتی در سازمان مدیریت صنعتی و در بخش مشاوره، پروژه ای را در این زمینه با یکی از کارفرمایان خود آغاز کردیم، اولین سازمانی بودیم که در این زمینه و در ایران و در سطحی که در شرح خدماتمان با کارفرما به توافق رسیده بودیم، می خواستیم کار کنیم.

بعضی از سازمانها و ارگان هایی (به طور انفرادی یا مشترک) که به توسعه پارکهای علمی می پردازند، می خواهند یک راست به سراغ مشاور خارجی بروند. در اینجا ضرورت دارد به چند نکته توجه شود:


1 - همیـــــن تجارب به دست آمده که قابل نقد و بررسی هم است، باید از آن استفاده شود و مشاور خارجی پول تحویل دادن همان چیزهایی را که موجود بوده است از ما نگیرد.

2 - بخشی از کار توسط مشاوران داخلی قابل انجام است. مشاور داخلی قطعاً ارزان تر است و نتیجه بــــه کسب تجربه بیشتر توسط مشاور می انجامد.
3 - در یک نگاه ملی و برای توسعه همه جانبه، استفاده مشترک از مشاور داخلی و خارجی درقالب یک تیم بسیار کمک کننده است. به هرحال مشاور داخلی فرصت می یابد که دراین زمینه از مشاوران خوب خارجی چیزهایی یاد بگیرد.
در انتخاب مشاوران خارجی باید دقت فراوانی صورت بگیرد. این فرایند خود نیاز به یک روش ســاخت یافته سیستماتیک دارد. حتی المقدور از مشاورانی استفاده شود که نام آنها بتواند برای جذب مستاجران داخلی و خارجی پارک، اعتبار و جاذبه ایجاد کند.
در یک نگاه همه جانبه نگر، توسعه باید در تمامی ابعاد و به تناسب رخ بدهد. مشاوران ایرانی باید در زمینه توسعه پارکهای علمی به تجارب خود بیفزایند. استفاده از مشاوران داخلی درکنار مشاور خارجی قطعاً نتـــایج خوب و ارزنده ای را به ارمغان می آورد، زیرا مشاور داخلی در زمینه های آشنایی با محیط داشتن اطلاعات کافی در مورد صنعت، مکانیزم ها، فرهنگ، نوع ارتباطات بخشهای مختلف و مولد مشابه می تواند کمک بسیار خوبی باشد.
در اینجا نکته دیگری را که خیلــــی هم بی ارتباط با این موضوع نیست، می خواهم عرض کنم. هم افزایی دانش داخلی در زمینه پارکهای علمی نیز باید اتفاق بیفتد. بخشهای مختلف باید سعی کنند نتایج خود را (با چاپ درمجلات، کنفرانس ها و...) به اطلاع یکدیگر برسانند تا دوباره کاری های مطالعـــاتی و هزینه های دیگری ازجمله راههای خطایی را که دیگران رفته اند گروه دیگری نروند، نیز تکرار نشود.
بی رنگ: درمورد دورنمای فعلی پارکها در کشور باید بگویم اگر با همین روند و روال پیش رویم و باتوجه به دلایلی که پیش از این بیان شد، چشم انداز بسیار تاریک و ناامیدکننده است. در بهترین شرایط ساختمانهایی خالی از سکنه یا حتی زمین های بایری خواهیم داشت و به قول «ساپ چوی» (معمار فناوری کره) دستاورد ما شهرک ارواح خواهدبود.
ولی اگر با یک برنامه ریزی استراتژیک و براساس واقعیات کشور اقدام به برنامه ریزی و ایجاد این پارکها نماییم، در چند سال آینده دو یا سه شهرک خواهیم داشت که در آنها شرکتهای ایرانی مطرح در سطح بین المللی و نیز شرکتهای خارجی در کنار هم مشغول فعالیت بوده و نامهای مطرح دنیا (BRAND) در زمینه فناوری از این شهرکها سر بر خواهند آورد. این شهرکها پیشرانان صنایع فناوری پیشرفته در کشور بوده قادر خواهندبود که از فرار متخصصان داخل جلوگیری کرده و ارتباط صحیح و پویایی را با متخصصان ایرانی خارج از کشور نیز فراهم نمایند و درنهایت باعث رشد اقتصادی کشور و افزایش ثروت و رفاه در جامعه شوند.

نتیجه گیری
چرمی: با تشکر از دوستان و به امید مفیدبودن نظرات ایشان برای خوانندگان به جمع بندی مباحث ارائـــــه شده دربخش دوم میزگرد می پردازم. این موارد را می توان به عنوان نتایج مباحث ارائه شده مطرح کرد:
تجربه پارکهای علمی باید درقالب الگوهایی محدود ازنظر تعداد انجام گیرد تا درصورت موفقیت، تکثیر آنها به میزان موردنیاز انجام شود.
اعتبارات ملی به نام مراکز رشد و پارکها جذب شده اند ولی متـــاسفانه بعضاً هزینه پژوهشی شده اند، درحالی که پارکها و انکوباتورها مرکز پژوهشی نیستند.
اتکای کامل به اعتبارات دولتی در مرحله احداث پارکها، یکی از انحرافات مسیر توسعه پارکهای علمی است.
شرکتهای مستقر در پارک باید به کار پژوهشی بپردازند، بخش ستاد پارکها باید خلوت و جمع و جور و در خدمت شرکتهای مستقر باشند، نه اینکه خودشان را مشغول به کار پژوهشی کنند.
مراکز کلان کشور در تصمیم گیری های مرتبط با احداث پارک و مراکز رشد حتماً باید نگاهی فرابخشی داشته باشند.
کمبود متخصصان و مدیران آشنا به مقوله پارکها، پتانسیل پایین کشور در تعداد کم شرکتهای صاحب فناوری و فعال در فعالیتهای تحقیق وتوسعه فناوریهای پیشرفته، قوانین سرمایه گذاری، عدم تخمین درست ظرفیت کشور در ایجاد پارکهای علمی از عوامل محدودکننده توسعه پارکهای علمی درکشور محسوب می شوند.
فعالیتهای متمرکز در جهت ایجاد قابلیتها و توسعه فناوری با دو هدف 1 - کاهش شکاف میان توانمندیهای کشور و بنگاههای اقتصادی و 2 - بسترسازی برای شکل گیری و اشاعه قابلیت های کسب و کار و تجارت است.
برنامه نوســازی صنعتی فقط یک مقوله سخت افزاری نیست، بسیاری از ویژگیهای آن به ایجاد قابلیتهایی در سطوح مدیریتی، کیفیتی و توانمندیهای فنی و تخصصی باز می گردد.
در بوروکراسی اداری کشور، درک درستی نسبت به مقوله پارکهای علمی شکل نگرفته است.
باید پذیرفت که وزارت علوم و تحقیقات و فناوری با ساختار و دیدگاههای فعلی، قادر به نگرش فرابخشی و ایجاد ارتباطات منسجم نهادینه شده در سطوح ارگانها و ساختارهای مختلفی که متقاضی فناوری هستند، نیست.
درتوسعه صنایع مبتنی بر فناوری های نوین باید به استراتژی هــــــــــایی از قبیل سرمایه گذاری های ریسک پذیر و ایجاد کنسرسیوم هایی که بتوانند از عوامل کوچک که درکنار هم قرار می گیرند و ساختارهای بزرگی را می توانند ایجاد کنند، روی آورد.
در بحث عرضه و تقاضا، درجایی باید به صورتی نهادینه، مجاری و کانال هایی شکل بگیرند که ویژگیهای عرضه را به تقاضا نزدیک کنند و درعین حال برای تقاضا شرایطی فراهم شود که از عرضه، بهره بیشتری ببرد.
متولی قانونی در زمینه پارکهای علمی باید فرابخشی و موردقبول همه بخشها باشد.
نبود یک مدل مناسب برای توسعه پارکها و فشارهای سیاسی برای توسعه پارکها، باعث شده است که هر روزه تعداد پارکها زیاد شود.
شاید درحال حاضر نیاز به یک سازمان فرابخشی برای این مقوله نیست. دراین وضعیت باید تصمیمها را فرابخشی اتخاذ کرد.
نباید تسلیم شرایط محیط شد، بهتر است آنها را در راستای برنامه های استراتژیک خود مدیریت کنیم.
با مطالعات انجام شده خیلی راحت می توان گفت که در برخی از مناطق کشور اصلاً ایجاد پارک علمی معنی ندارد.
باید دستگاههای مربوطه تصمیم بگیرند که می خواهیم شکاف فناوریهای خود را پر کنیم، صنایع موجود را با تغذیه فناوری نوین ارتقا دهیم و یا می خواهیم در مرحله فناوری نوین، تولید ثروت کنیم. هرکدام از اینها نیاز بـــه مدل های جداگانه ای دارند.
در کشور ما باتوجه به شرایط موجود، دولت باید یکی از ذی نفعان اصلی توسعه پارکهای علمی باشد.
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور نقش اساسی در دادن اعتبارات لازم به بخشهای مختلف و درگیر توسعه پارکهای علمی دارد. در این راستا سهم مناسبی را باید برای بخش خصوصی درنظرگرفت.
دانشگاههای کشور باید در ایجاد فرهنگ کارآفرینی فعــــــــــالیت نمایند. تربیت فارغ التحصیلانی کارآفرین برای رشد انکوباتورها ضروری است.

   + مهندس فریدون دشتی ; ٥:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢۱
comment نظرات ()