مدیریت صنایع و بهره وری

هم اندیشی تفکر مثبت اتحاد انسان موفق

فیزیکدانها معتقدند که در فضای هستی ؛ انرژی های بیشماری در حال انتشارند که درنقاط تلاقی ؛ یکدیگر را تشدید و در واگرایی جهت ها ؛ همدیگر را تضعیف می کنند این انرژی ها ؛ از لرزش بال یک زنجره مردابی تا تلاش یک ستاره عظیم کیهانی ؛ جهان و فضا را در می نوردند و به خلق حوادث می پردازند .گروهی حتی براین عقیده اند ککه طوفان سهمگین صحرای کالاهاری را باید در بال بال زدن پروانه ای آفریقایی جستجو کرد و به این ترتیب همسویی تصادفی انرژی هارا حتی عامل فجایع و بلایای طبیعی در آن سوی دنیا ارزیابی می کنند اینان اندیشمندان مکانیک کوانتومی هستند که قریحه شان به شعر آلوده است و از همین منظر ؛ نقاط تلاقی انرژی را تا بدان حد که به فاجعه نیانجامد ؛ " فرصت " می نامند و واگرایی عمیق این پرتو ها را ؛ دره خطرناک " تهدید " نام می نهند .                                             مفهوم تصادف ؛ تا آنجا اعتبار دارد که خواست و اراده انسان در آن دخیل نباشد ؛ اما وقتی که اراده انسان نیز انرژی ساطع می کند ؛ بدیهی است که این انرژی در خلق یک فرصت یا تهدید ؛ اثربخش خواهد بود.                                                 اما چگونه می توان به این نقاط تلاقی فرصت رسید ؟ آیا می توان با شتاب و سرعت بیشتر ؛ احتمال رسیدن به مراکز کانونی تقاطع انرژی ها را بیشتر ساخت ؟        تاریخ ؛ این نظریه  را مردود دانسته است و ثابت کرده که نه شتاب و نه غفلت ؛ هیچکدام تضمین کننده تکرار فرصت ها نیست . افراد موفق فقط از فرصت هایی که نصیبشان می شود ؛ حداکثر بهره را می برند و آنانیکه به این نقاط تلاقی می رسند ؛ زندگی  " به هنگامی " داشته اند .                                                             انرژی ها ؛ مدام در فضا شبکه هایی تار عنکبوتی خلق می کنند و آذرخش وار ناپدید می شووند وآنانیکه " به هنگام " زندگی می کنند ؛ در زمان مناسب و با شرایط مناسب به مرکز تلاقی این پرتو ها می رسند و فرصت را به موفقیت گره می زنند . نه همچون شرکت زیراکس ؛ آنقدر دیر به لحظه نابی می رسند که آی بی ام برای ساخت رایانه به آن رسید ولو آنکه پس از 25 سال زمان ؛ بیش از دو میلیارد دلار هزینه صرف این تاخیر کنند تا شاید بتوانند پرتو های انرژی را به سوی مرکز کانونی خود منحرف سازند و نه همچون آلفونس بودو روشاس ؛ 14 سال زودتر از موعد مقرر ؛ به مرکز تلاقی فرصت می رسند که نه اختراع موتورهای انفجاری چهار زمانه اش تحولی در صنعت حمل ونقل ایجاد کند ؛ نه منافع حاصل از این اختراع ؛ ثروتمندش سازد و نه همچون دایملر بنز در حافظه صنعت خودرو ؛ نامی جاودانه گردد .

انسان های موفق به هنگام به فرصت می رسند و این بهنگام بودن ؛ نه محصول سرعت است ونه معلول غفلت . فقط آنانیکه به این هاله موفقیت  می رسند و از آن می گذرند ؛ می توانند این حس بی همت را بیان کنند . موفقیت ؛ محصول استفاده بهینه و بیشینه از فرصتی به غایت کمینه است و مردان بزرگی چون ولتر که حاکمیت کلیسای رنسانس را با قلم خود به لرزه درآورده و اسطوره عصر روشنگری فرانسه می شوند ؛ از ثانیه های آذرخشی فرصت است که تاریخی پر افتخار می آفرینند .

 

 

   + مهندس فریدون دشتی ; ۳:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۸
comment نظرات ()