مدیریت صنایع و بهره وری

مرغابی و لاک پشت

آسمان پر از مرغابی شده بود و صدای اوک اوک آنها گوش مرداب و ساکنین آن را کر می کرد . پرواز آنها مخصوصا به صورت دسته جمعی بسیار زیبا می نمود  و هر بیننده ای را از خود بی خود می کرد . همه ساکنین مرداب به این صحنه ها خیره شده بودند . مخصوصا لاک پشتها که سنگین بودند و راه رفتن بر روی زمین هم برای آنها مشکل بود . مرغابیها از راه های دور می آمدند و ساکنین کلیه مرداب های دنیا بودند و برای لاک پشتها تحفه های بسیاری داشتند . اما چیزی که ارائه می کردند با چیزهای که در کشور اصلی خود داشتند بسیار متغیر بود. لاک پشتها که زندانی مرداب خود بودند حرفهای سطحی مرغابیها را پذیرفته و از آنها جنس ها و گاه ماشین آلات بنجل را خریداری می کردند . در مرداب هد هد عاقلی زندگی می کرد که ضمن اتقاد از کار آنها و بررسی وضع موجود راه دیگری را که باید در آینده می پیمودند را بازگو می کرد. اما کو گوش شنوا .

یکروز که همه ساکنین مرداب جمع بودند هدهد گفت : چرا ما باید از 128 رشته صنعتی که در دنیا وجود داره در 70 رشته آن کار کنیم . آخر هواپیما سازی – کشتی سازی و خودرو سازی رشته هایی است که مرداب های  بزرگ هم بسختی در آن سرمایه گذاری می  کنند . آخر ما به چه جرا تی در این صنایع سرمایه گذاری کرده ایم این صنایع با موانع تعرفه ای و انحصار تولیدی و سوبسید ها می توانند ادامه حیات دهند اما این وضعیت تا کی قابل دوام است . ما باید هر چه زودتر به سازمان تجارت جهانی بپیوندیم درآن صورت باید تقسیم بین المللی کار را بپذیریم . آنوقت فقط میتوانیم در 10 یا حداکثر 20 رشته صنعتی کار کنیم .

لاک پشتهای سنگین ؛ حال و حوصله شنیدن این حرفها را نداشتند . آنها به هد هد گفتند . ساکت میشی یانه . سرمون رو بردی چقدر حرف میزنی . مینویسی و مصاحبه می کنی خسته نشدی نمی بینی که ما کارمون رو می کنیم تو هم برو کارت رو بکن تازه گفتی چند تا رشته صنعتی هست 120 رشته . خدایی ما نمی دونستیم اینقدر رشته صنعتی وجود داره . فکر می کردیم همین هفتاد تاست . آخر ما باید در همه زمینه ها خود کفا شویم . اگر مرداب های دیگه این کار را نمی کنند به عقلشان نمی رسه . پس لطف کن آن 50 رشته دیگه رو بگه چیه تا پولمون تموم نشده وارد اونها هم بشویم . تنها لطفی که می کنی اینه که یا ساکت میشی و یا لیست بقیه رشته رو بما میدی. هدهد از تعجب دهنش باز مونده بود یعنی چه این حرفها چی بود که می شنید . نمی تونست باور کنه . اخه این پول تا کی دوم داره . اگر با این سرعتی که علم داره پیش میره در آینده نزدیک اگر جایگزینی برای نفت پیدا بشه چه خاکی باید به سر ریخت . ما چه چیزی برای عرضه به دنیا داریم . که دارای ارزش افزوده است و مردم دنیا حاضرند بابت اون بما پول بدهند . چیزی که مرسومه اینه که همه دانایان بدنبال کالای جانشین هستند و اگر هم برای نفت فکری نکرده قیمت ارزان و فراوانی آن بوده اما هم اکنون که هم قیمت آن گران شده و این منابع دارد به آخر خط می رسد باز هم ما نباید فکری به حال آینده بکنیم .  آینده ؛ ما که همیشه در گذشته بوده ایم و بزور خودمان را به حال کشانده ایم چگونه می توانیم از آینده صحبت نماییم .

یکی از لاک پشتها داد زد هدهد دانا بگو – بگو بقیه رشته ها ی صنعتی چیه ؟ چرا حرف نمی زنی . مثل اینکه دیوانه شدی و با خودت حرف می زنی .

هدهد گفت : ببینید شما برای ثبت یک شرکت 13 میلیارد دلار باید بپردازید . فقط برای ثبت آن . و مردابهای پیشرفته که مشکل درآمد ندارند . فقط در 20 رشته صنعتی وارد شده و کار می نمایند این اصول صنعت داری و کار است .

لاک پشت گنده ای جلو آمد و هدهد را هول داد و گفت : اینکه پولی نیست ما از این پولها زیاد داریم .

هدهد گفت : ببینید شما خوش بینانه می توانید سالی هشت میلیارد دلار در صنعت سرمایه گذاری کنید . تازه شما طی سه سال به شکل واقعی توانستید 7.2 میلیارد ددلار سرمایه گذاری در صنعت داشته باشید که متوسط سالیانه آن می شود سالی 2.4 میلیارد دلار . به این ترتیب در بخش هایی که هم اکنون سرمایه گذاری کردید نمی توانید این سرمایه گذاری ها را ادامه دهید . همچنین نوسازی در صنعت را بواسطه استهلاکی که دارد باید فراموش کنید . و به این ترتیب کارخانجات مستهلک شده رو به ورطه نابودی گذاشته و تعطیل می شوند . از طرفی صنایعی که داریم بسیار کوچکند و قابل رقابت با شرکتهای برتر دنیا که تعداد آن برابر 1000 است ؛ نیستند و بسیاری از آنها هم بیش از حد فرسوده اند . به این ترتیب باید روی تعطیلی 73 در صد آنها حساب باز کنی و این نکته ای است که در آینده نه چندان دور اتفاق می افتد .

                           ادامه داستان را در دوپرده در جلسه بعد می نویسم .

   + مهندس فریدون دشتی ; ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱۱
comment نظرات ()