مدیریت صنایع و بهره وری

مدیریت علمی ۳

سخنی مهمل و نا معقول بنظر می رسید . و این امر که " جوی پر رمز و راز بر مهارتهای فنی و حرفه ای وجود دارد " مقبولیتی تام و تمام را در بسیاری از مردم در سراسر جهان بوجود آورده بود . و همین اعتقاد بود که هیتلر را تشویق کرد تا در اواخر سال 1941 ، ایالات متحده آمریکا را به جنگ فراخواند . مستقر کردن نیروی کارآمد در اروپا توسط ایالات متحده ، مستلزم استفاده از ناوگانی بزرگ جهت انتقال سربازان به آنجا بود . 

 


 در آن زمان ، آمریکا ، تقریبا فاقد هر گونه ناوگانی بزرگ جهت انتقال سربازان به آنجا بود . در آن زمان ، آمریکا ، تقریبا فاقد هر گونه ناوگان تجاری و جنگی دریایی و نیروی دریایی پشتیبانی کننده از آنها بود . هیتلر بعدها در یک رجز خوانی گفته بود که " جنگ افزار های مدرن  نیازمند ابزار و آلات دقیق دیده بانی ، به تعداد فراوان است ، در حالیکه آمریکا فاقد هر گونه کارگر متخصص در زمینه ساخت آلات دیده بانی است " واقعا حق به جانب هیتلر بود . ایالات متحده تنها اندکی از کشتی های جنگی تجاری را در اختیار داشت ، و ناوشکن ها و کشتی های پشتیبانی کننده ی انها هم اندک ، و به شکلی خنده آور ، خارج از رده بودند . از این گذشته ، در آمریکا ، تقریبا هیچ صنعت ساخت ادوات و تجهیزات بصری و دیده بانی وجود نداشت . اما صنایع آمریکا به مدد استفاده از مدیریت علمی تیلور توانست کارگران تماما غیر ماهری را که بسیاری از آنها کارگران کشاورزی  " سهم بری " بودند که در محیطی روستایی و " ماقبل صنعتی " رشد و نما کرده بودند ، در ظرف 60 تا 90 روز آموزش دهد ، و از آنها کارگران جوشکار ، و کشتی ساز درجه یک بسازد . آمریکا ، همزمان با این برنامه ، برنامه آموزسی مشابهی را برای کارگرانی از همان قماش ، در ظرف تنها چند ماه پیاده کرد ، و نهایتا توانست دوربین ها و ابزار دیده بانی بمراتب بهتر و دقیق تری را در مقایسه با کالاهایی را که آلمانی ها تا آن زمان تولید کرده بودند ، تولید کند ، و علاوه بر آن خط تولیدی را برای تولید انبوه اینگونه آلات و ابزار ، طراحی و اجرا کند .                                                                                                       بزرگترین نقش و تاثیری را که تیلور داشته ، و همه بر آن اتفاق نظر دارند ، احتمالا در زمینه آموزش فنی و حرفه ای بوده است .                                                                             ایالات متحده برای اولین بار در جریان جنگ جهانی اول ، و بعدها در سطحی به مراتب بالاتر ، در جنگ جهانی دوم ، شیوه آموزشی تیلور را به سیستماتیک بکار گرفت ، و " افراد شاخصی " را در دوره ی زمانی کوتاه چند ماهه ، تحت آموزش قرار داد . این عامل بیش از هر عامل دیگری ، دلائل توانمندی آمریکا در شکست دادن هم ژاپن و هم آلمان توضیح می دهد .                                       همه قدرتهای اقتصادی پیشرو در تاریخ معاصر جهان ، یعنی انگلیس ، ایالات متحده آمریکا و آلمان ، صرفا به سبب و از طریق توانمندی و مدیریت در تکنولوژی های جدید ، به منصه ظهور رسیدند . تمامی قدرتهای اقتصادی دوران پس از جنگ جهانی دوم ، یعنی در ابتدا ژاپن و سپس کره جنوبی ، تایوان هنگ کنگ و سنگاپور پیشرفتهای خود را مرهون و مدیوون روش آموزش فنی و حرفه ای تیلور می دانند ، زیرا همین روش سبب شد تا این کشورها بتوانند نیروی کار نسبتا ماقبل صنعتی خود را که به همین دلیل هم ارزان قیمت بود عملا در مدتی بسیار کوتا به بهره وری در سطح جهانی برسانند . آموزش فنی به سبک و سیاق  تیلور ، در عمل ، به موتوری کارآمد برای توسعه اقتصادی در دهه های پی از جنگ جهانی دوم تبدیل شد .

                                                                              

نتیجه گیری :

 

با توجه به اینکه ما نیز یک جنگ خانمانسوز را پشت سر گذاشتیم ولی به نظر می رسد که تجربیات جنگی در کارها خصوصا کارخانجات و کارهای عمرانی و دانشگاه ها مورد استفاده قرار نگرفته . چرا که اگر بتوان در مدتی اندک نیروها را آموزش داد چرا که نیروهای رزمنده ما در مدت اندکی آموزش دیده و به جبهه اعزام می شدند و یا سرپل ها و پلها یا تیر اندازی با سلاح سنگین نیز از دیگر مواردی بود که در سریعترین زمان ممکن آموزش داده شد . همچنین تجربیات تعمیراتی تانکها هواپیماها هلی کوپترها ، ساخت انواع مهمات ، تجربیات بدست آمده از اینها بگونه ای بود که هم اکنون باید صنایع ما را دگرگون کرده باشد . چیزی که بدیهی است این است که با مدیریت علمی می توان یک صنعت خوب را ایجاد کرد . و شواهد آن را در مطالب فوق می بینیم . اما چرا اینچنین نشد این نیز مقاله خاص خود را می خواهد اما  "دیدرو  "با نوشتن دائره المعارف خود یک درس بزرگ را به بشریت دا د که علم را از طریق آموزش می توان منتقل کرد هم اکنون علم به صورت رمز گذاری شده و به بهترین نحو در اختیار ما می باشد متاسفانه ما علم را به صنایع نبرده و از آن بهره کاربردی نمی گیریم . ویا می خواهیم در دنیایی که فقط بر اساس ارزش افزوده کار می نماید با ضرر هر چیزی را به هر قیمت مونتاژ نماییم . دانشگاه بستری است که می تواند با تعالیم مدیریت علمی جاده ناهموار صنایع فعلی را هموار نماید . که هر چه زودتر این امر متحقق شود به  حضور ما را در صحنه جهانی تسریع می بخشد و دیگران را نیازمند ما نه فقط به لحاظ مواد اولیه مثل نفت که عمر آن بسر آمده بلکه به لحاظ تولید اندیشه و محصول  نیز جهانی در انتظار ما خواهد بود و  باید بدانیم که فرصتها همچون باد در گذر است  ولحظه ها قیمت و ارزش پیدا کرده اند اگر بدرستی از لحظه ها استفاده نماییم به سرازیری  پیشرفت و توسعه خواهیم رسید . و یکی از نگرانی های ما که اشتغال است نیز به این طریق برطرف خواهد شد . صنعت جایگاهی است که می تواند هزاران شغل مولد را ایجاد نماید اما باید روش مدیریت علمی را در پیش گرفت و انقلاب بهره وری را در آن بوجود آورد . تا همگان از منافع آن منتفع شوند .

   + مهندس فریدون دشتی ; ٩:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/۱٤
comment نظرات ()