مدیریت صنایع و بهره وری

دگرگونی در صنعت موج دوم موج سوم توليد ورود کالا

با ورود کالاهای خارجی اکثر صنایع دچار مشکل شده اند و برای رفع مشکل دست به دامان دولت گرفته و از دولت می خواهند که از ورود کالای خارجی جلوگیری بعمل آورد . نکته ای که باید در نظر گرفت این است که آیا دولت یا هر سیستم دیگری قادر به انجام این کار می باشد . و اصولا با توجه به مرز های گسترده و بازی که داریم چنین کار ی شدنی است . و دولت از چه ابزاری می خواهد برای این کار استفاده کند .

برای این منظور می توانیم سناریو های مختلفی را در نظر بگیریم . که ما را به حل مشکل یا حداقل شناخت درست مسئله برساند .

سناریو شماره یک : دولت تمام همت خود را صرف جلوگیری از کالای خارجی نماید . در این سناریو دولت می تواند از ابزار تعرفه ای استفاده نماید و برای این کار باید تعرفه های سنگینی را برای کالاهای مختلف وضع نماید . نیروی انتظامی باید نیروی ویژه ای را برای مبارزه با قاجاق بسیج کند . وبرای این منظور باید با فروشندگانی که مبادرت به فروش این کالا نموده اند برخورد لازم از طریق مبادی ذیربط صورت پذیرد . سیستم بازرسی از کالا ها باید فعال گردد و مدام کالاهای خارجی و داخلی را شناسایی نماید . دادگاه ها باید با متخلفین قاچاقچی ها و فروشندگان کالاهای غیر مجاز برخورد نماید .

سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که قیمت تمام شده ما با قیمت تمام شده خارجی چقدر تفاوت دارد . تفاوت  کیفت ما با آنها چگونه است . تنوع مدل ما با آنها چگونه است . با توجه به پیشرفت تکنولوژی تفاوت تولید ما با آنها در چه مرتبه ای قرار دارد . از همه مهمتر نظر خریداران در مورد اجناس تولید ی ایرانی و خارجی چیست آیا آنها حتی در صورت گرانتر شدن مایل به خرید جنس ایرانی هستند یا نه .؟  مواد اولیه آن داخلی است یا خارجی . محصول تولیدی داخلی ، چند درصدش تولید داخل می باشد . فاصله صنایع ما با صنایع  کشور های پیشرفته  چقدراز همه لحاظ فاصله دارد                                                                                  حتما باید برای این سئوال ها پاسخی داشته باشیم . در غیر اینصورت عملا سناریو شماره یک با شکست مواجه می شود. اگر قیمت تمام شده ما بالا باشد و کیفیت ما پایین باشد مصرف کننده چه توجیهی برای خرید دارد . یادمان نرود با بستن چهل سال درب بروی خودرو سازها چه چیزی نصیب مصرف کننده گردید . پیکان ، ماشینی که هم اکنون بعنوان یک معظل می باشد . در طی این چهل سال هیچ تغییری در این خودرو صورت نگرفت . همچنین باتوجه به پیشرفت تکنولوژی فاصله پیکان با خودرو های دیگر بگونه ای بود که تصمیم گرفته شد که  آن را به موزه تاریخ بسپارند . که واقعا هم با توجه به خودروهای پیشرفته کنونی فقط بدرد موزه هم می خورد . پیکان گاو شیرده ایران خودرو و با حذف آن این شرکت عملا با مشکل جدی مواجه شده است . وقتی تفاوت قیمت زیاد باشد برا ی قاچاقچی ریسک آوردن کالا بالا می رود و عملا زمینه فساد به واسطه پرداخت رشوه نیز زیاد می گردد . البته تجربه گذشته در مورد مبارزه با قاچاق نیز پیش روی ما می باشد که با توجه به همه سخت گیری ها هم اکنون بازار انباشته از کالاها قاچاق خارجی است . با بازار های مرزی چه می خواهیم بکنیم . با مناطق آزاد که متاسفانه کاملا برعکس آنچه که باید انجام بدهند یعنی صادرات ، که باعث ورود اجناس هستند چه باید کرد

نکته حائز اهمیتی که می توانم بگویم این است که در برخی از صنایع ما در سطح تولید دستی هستیم . در برخی نیز به تولید انبوه رسیده ایم . اما دنیا تولید ناب را رد کرده و به تولید چابک رسیده است . دنیا هم اکنون در میانه راه موج سوم است و شاید دارد موجهای دیگری را آزمایش می کند . ما با ابزار های موج دومی نمی توانیم جلوی ابزار های موج سوم قد علم نماییم . تولید انبوه در دنیا به فراموشی سپرده شده و اساسا سودی را نه برای تولید کننده و نه برای مصرف کننده دارد . اگر باور کنیم که ما تازه تولید کننده پنجاه درصدی تولید انبوه هستیم .  شعار تولید کنندگان ناب ونه چابک این بود که باید هر روز قیمت تمام شده را کاهش داده و کیفیت محصول را بالا ببریم . قیمت توسط مصرف کننده در دنیای کنونی تعیین می گردد . آیا تولید کنندگان ما قادرند این موضوع را با ابزار های موج دومی و یا تولید انبوه حل نمایند . بنظر من هرگز،یکی  از شعار های تولید انبوه این است که اگر کیفیت می خواهید باید قیمت بیشتری را بپردازید . و در صورت کمیت نیز باید دنبال کیفیت نباشید . باز خودرو سازها در کشور این موضوع را به اثبات رسانده اند با افزایش تولید شما حتی در برخی از موارد ماشین را از درب کارخانه قادر نیستید که حرکت بدهید .  در تولید چابک بحث در مورد ایجاد ارزش برای مشتری با قیمت بسیار نازل می باشد .چرا که  کیفیت امر مسلم و حل شده ای است .ارزش بر اساس آنچه که یک سازمان انجام می دهد تعیین نمی شود بلکه از سوی مشتریانی که کالا  یا خدمات را خریداری می کنند مشخص می گردد. دراکر در کتاب تمرین مدیریت در مورد ارزش می گوید : مشتریان کالا نمی خرند ، بلکه تامین و برآوردن نیازهای خود را خریداری میکنند . این گفته بدین معنی است که هر چه مشتری ارزش میگذارد و می خرد اغلب از آنچه تولید کننده فکر می کند بفروش می رساند متفاوت است . تعریف ارزش در قالب کارآیی ، همانگونه که تیلور انجام داد ، به یک تمرکز توجه شدید به درون منتهی شد . یعنی به  آنچه که شرکت می سازد و چگونه آن را می سازد . این تعریف به نام قالب ذهنی صنعتگری شناخته شده است . این تعریف چنین معنی می دهد که شما کار را با آنچه میسازید آغاز می کنید ؛ سپس بر اساس هزینه ای که صورت گرفته است آن را قیمت می گذارید و در آخر آن را به مشتری می فروشید . این یک الگوی ساخت …… و ……. فروش از چگونه کسب و کار می گردد ارائه می دهد . دراکر به طور کلی راه تازه ای از اندیشیدن را ترغیب کرد . اگر شما می خواهید به مفهوم ارزش پی ببرید . تمرکز توجه خود را به درون آنچه می سازید معطوف نسازید ، از چشم و دیدگاه مشتری از بیرون به درون کار خود نگاه کنید . چشم انداز تازه ای که از سوی دراکر و دیگران هواداری می شد به نام قالب ذهنی بازار یابی شناخته شده  شد . این یک الگوی احساس کردن – و – پاسخ دادن است که به آنچه مشتری نیاز دارد و برای آن چقدر آماده پرداخت هزینه است آغاز می گردد .

 

   + مهندس فریدون دشتی ; ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٢/۱٩
comment نظرات ()