مدیریت صنایع و بهره وری

روزنامه نگاری آرمانی مقاله انتقادی

روزنامه نگاري آرماني اين نوع روزنامه نگاري درعصر رنسانس در اروپا و در اولين دوره هايي که مطبوعات پيشرو ايجاد شدند به وجود آمد. از اين نوع روزنامه نگاري در اروپا حداقل 300 سال و در آمريکا هم بيش از 100 سال گذشته است. امادر کشور خودمان، حدود 180 سال است که روزنامه نگاري آرماني ـ از اوايل دوره مشروطه ـ به وجود آمده. يعني با فاصله اي حدود شايد 150 سال با اروپا. بعد از شکست نظام مشروطه در ايران و روي کارآمدن ديکتاتوري رضاخاني، پرونده روزنامه نگاري آرماني هم در ايران به طور کامل بسته شد. روزنامه نگاري آرماني در اروپا و آمريکا هم بعد از انقلاب فرانسه و روي کارآمدن نظام سرمايه داري در جهان برچيده شد. بعد از آن بود که روزنامه نگاري خبري و تخصصي به وجود آمد. در آنجا در عين اينکه مي خواستند نگاهي انتقادي به مسايل روز جامعه خودشان داشته باشند، در عين حال اين بحث مطرح شد که خبر، گزارش و گرايشات ديگر هم در چارچوب مشخص علمي و تکنيکي ارائه شود. اين روزنامه نگاري از اوايل قرن نوزدهم در آمريکا به وجود آمد. روزنامه نگاري آرماني در رنسانس، فروپاشي نظام فئودالي را دنبال مي کرد و بعد از آنکه نظام فئوداليته از بين رفت و بورژوازي و نظام سرمايه داري قدرت گرفت ديگر لزومي نداشت که اين نوع روزنامه نگاري ادامه پيدا کند. بنابراين روزنامه نگاري آرماني تبديل به روزنامه نگاري تخصصي شد. اما پس از جنگ جهاني و پيدايش مکتب انتقادي فرانکفورت، که پايگاهش در آلمان بود و آمدن نظريه پردازاني مانند يورگن هابرماس اين بحث مطرح شد که مطبوعات و راديو و تلويزيون دارند در جهتي حرکت مي کنند که قصدشان شست و شوي مغزي انسان هاست. به عبارت ديگر نظام سرمايه داري تفکرات مردم را از طريق رسانه ها تحت تاثير قرار مي دهد و هدفش همان دهکده جهاني آقاي مک لوهان است. در اينجا بحث امپرياليسم خبري پيش آمد. در اروپاي بعد از جنگ جهاني دوم روزنامه نگاراني پيدا شدند که معتقد بودند بايد روزنامه نگاري آرماني و انتقادي را به نوعي احيا کرد. بنابراين بعد از دوره هاي روزنامه نگاري آرمانگرايانه و تخصصي، و بعد از جنگ جهاني دوم روزنامه نگاري انتقادي به وجود آمد.

روزنامه نگاري انتقادي مانند روزنامه نگاري آرماني نبود که فقط در پي نوشتن يادداشت و مقالات انتقادي باشد. روزنامه نگاري انتقادي بخصوص در آمريکا انتقاد از نظام اجتماعي و سياسي را بر اساس گزارشات تحقيقي، پايه و اساس خود مي کند. يعني مطبوعات دنيا در اين چندصد ساله عمرشان يک سير تکاملي را طي مي کنند تا به روزنامه نگاري انتقادي مي رسند. ما در ابتداي راه و در زمان مشروطه، روزنامه نگاري آرماني داريم، بعد روزنامه نگاري در دوره رضا شاه و محمدرضا شاه استبدادي مي شود. البته از سال 20 تا 32 مطبوعات مجددا به طرف روزنامه نگاري آرماني مي روند. در اوايل دهه 40 و در يک دوره کوتاهي که بحث رفرميسم و وابسته کردن اقتصاد ايران به نظام سرمايه داري جهاني مطرح مي شود، يک آزادي محدودي به وجود مي آيد که روزنامه نگاري آرماني محدودي هم به تبع آن کارش را از سر مي گيرد. اما با وقوع 15 خرداد 42 مجددا ديکتاتوري بيشتر مي شود. در اين دوره روزنامه نگاري بايد با تخصص و ديکتاتوري درهم آميخته مي شد. دوره ديگر سال هاي 42 تا اوايل دهه 50 و مقطع پيروزي انقلاب اسلامي است که روزنامه نگاري تخصصي، که پايگاهش در روزنامه کيهان بود، جاي روزنامه نگاري آرماني را مي گيرد. همزمان با تاسيس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعي در سال 1346 و تربيت روزنامه نگاران متخصص و تحصيلکرده، حرکت به سمت روزنامه نگاري تخصصي شکل گرفت. اين روند تا دولت آشتي ملي ادامه پيدا کرد و فضاي سياسي و مطبوعاتي کمي باز شد و سپس هم به انقلاب 57 رسيد. در اينجا روزنامه نگاري تخصصي و علمي با روزنامه نگاري آرماني تطبيق پيدا کرد. روزنامه نگاری انتقادی : برای توضیح این روزنامه در ابتدا به تعریف گزارش باید پرداخت : گزارش به لحاظ تعريف علمي عبارت از اطلاعاتي است که گزارشگر آنها را جمع آوري کند، همراه با مصاحبه هاي متعدد با مردم و کارشناسان و مسئولين؛ و بدون اينکه نظر شخصي خود را در گزارش ارائه دهد. مثل گزارش ماجراي واترگيت در آمريکا که سردبير و گزارشگر روزنامه ديلي نيوز توانستند با جمع آوري اطلاعات گسترده در طول يک سال، فساد در دولت نيکسون را افشا کنند و همين گزارش منجر به سقوط دولت نيکسون شد. يعني روزنامه نگاري انتقادي روي اطلاعات تاکيد دارد. آن هم اطلاعات کاملا مستند و دقيق، نه برداشت هاي ذهني خبرنگار. يعني هر چقدر مقاله برداشت ذهني نويسنده است، گزارش، اطلاعات دقيق و تعريف شده ايست که نتيجه گيري و جمع بندي آن با مخاطب است. شما به مخاطب آمار و اطلاعات و نظرات مخالف و موافق را ارائه مي دهيد و نظرات شخصي تان را دخالت نمي دهيد. تخيل در گزارش نويسي و تنظيم اخبار جايي ندارد، وگرنه مي شود مقاله.

 

   + مهندس فریدون دشتی ; ٧:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٢/٢۳
comment نظرات ()