مدیریت صنایع و بهره وری

فرآيند محور

با محور قرار دادن فرآیند ها ، بخشهای ارزش نیفزا بخوبی آشکار می شوند و حذف آنها با کمک طراحی دوباره سازمان میسر می گردد . برای روشن شدن موضوع ، می توانیم استعاره پوسته تخم مرغ را مثال بیاوریم ، دوران انقلاب صنعتی فرآیند کارها را به تکه های کوچک و وظایف محدود بخش کرد . وضع مانند این است که بخواهیم یک پوسته تخم مرغ هزار تکه شده را با مقدارزیادی چسب به هم بچسبانیم . چسب ماده ای گران قیمت است . بنابراین ، چنین کاری از یک سو پر هزینه و از سوی دیگر بسیار شکننده است ، و هر درز و شیاری ، یک محل بالقوه مشکل آفرینی است . فرآیند های بخش بخش شده هم بسیار پیچیده می شوند و فعالیتهای ارزش نیفزای فراوانی همچون بازبینی ، بررسی های مدیریتی پایش ها ، تایید ها و مانند اینها لازمند تا به جای چسب بخشهای جدا شده عمل کنند . این چنین کنش و واکنش های گسترده میان واحد های اداری و افراد ، موجب ارتباط های ناموفق و بد فهمی های فراوان ، مشاوره های پی در پی ، تماسهای تلفنی مکرر ، و دردسر های دور و دراز می شود که فهرست کردن همه آنها وقتگیر است . تنها راه کاستن از مقدار چسب لازم ، رویکرد به تکه های بزرگ کار است و آن پذیرش فرآیند محوری است . توجه به فرآیندها ، مرزهای سنتی بخش بندی کارها را درنوردیده و قلمرو و گستره ی آنها را افزایش می دهد . درآنصورت ، فعالیتهای ارزش نیفزای کمتری برای به هم چسباندن کارهای اصلی مورد نیاز خواهد بود . آسانترین راه انجام چنین کاری ،  گسترش دامنه فعالیتها به گونه ای است که شمار بیشتری از وظیفه های ارزش افزا را در بر گیرد

   + مهندس فریدون دشتی ; ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٢/٢٧
comment نظرات ()