مدیریت صنایع و بهره وری

اقتصاد برای ناپایداری

در پاسخ به فرضیه یکم پاسخ زیر که در ارتباط با اقتصاد برای ناپایداری است را مرور میکنیم :

در گذشته آرمان همگی ثبات و تداوم بود . تمام قدرت خلاق و مولد انسان ، چه صرف ساختن یک جفت پوتین می شد و چه صرف ساختن یک کلیسا جامع ، ناظربر دوام و ماندگاری محصول بود . انسان می ساخت که دوام یابد و بماند . ناچار بود چنین کند . از آنجا که جامعه پیرامون این انسان نسبتا بی تغییر بود ، هر شیئی کارکرد و فایده خاص خود را داشت و منطق اقتصادی سیاست ثبات و تداوم را طلب می کرد . پوتینهایی که قیمتشان پنجاه دلار بود و ده سال دوام می کرد و گهگاه هم لازم می شد که تعمیرشان کرد ، از پوتینهای ده دلاری که فقط یکسال دوام داشت ارزانتر بود . به هر حال چون آهنگ کلی تغییر در جامعه پر شتاب می شود اقتصاد پر ثبات و پایداری جای خود را به اقتصاد برای ناپایداری داد و بناچار می باید هم چنین شود . نخست آنکه پیشرفت تکنولوژی هزینه های تولید را نسبت به هزینه های تعمیر بسیار سریع پایین می آورد . تولید جریانی است که با ماشین انجام می شود و تعمیر جریانی است که عمدتا با دست انجام می گیرد . معنای این سخن آنست که جایگزین کردن کالا غالبا از تعمیر و مرمت آن ارزانتر تمام می شود . از نظر اقتصادی کار عاقلانه این است که اجناس ارزان و غیر قابل تعمیر و دور افکن بسازیم ، هر چند که ممکن است این اجناس به اندازه اجناس قابل تعمیر با دوام نباشند . دوم آنکه با پیشرفت تکنولوژی می توان کالاها را روز به روز بهتر تولید کرد . نسل دوم کامپیوتر از نسل اول ، و نسل سوم از نسل دوم بهتر است . از آنجا که ما چشم براه پیشرفت تکنولوژی بیشتر و اصلاح و بهبود کالاها در مدت هر چه کوتاهتر هستیم ، غالبا ساختن برای دوران کوتاه تر تا دوران بلند تر از نظر اقتصادی کاملا عاقلانه به نظر می رسد .

نکته قابل تامل این است که اساسا حفظ وضع موجود دیگر با توجه به ناپایداری ها امکان پذیر و عاقلانه نیز نمی باشد . چرا که علاوه بر هزینه بر بودن آن ، باعث پسرفت نیز می شود به همین خاطر نگه داشتن کارخانجات با عمر بالای 20 سال چه توجیهی می تواند داشته باشد .

 

   + مهندس فریدون دشتی ; ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۳/٧
comment نظرات ()