مدیریت صنایع و بهره وری

افزايش تعرفه ها حمايت داخلی عمل کردن زير استاندارد جهانی

افزایش تعرفه ها بهانه ای شد تا مطلب زیر را بنویسم . البته نگاه به تجربه دیگران درسهایی را دربر  دارد که ما همیشه از آن بدور می باشیم . امیدوارم این بار نیز نخواهیم با سعی و خطا این موضوع را دنبال کنیم چون فرصتهای از دست رفته ، قیمت بالایی در بر دارد . که این متاسفانه در محاسبات در نظر گرفته نمی شود و به آینده منتقل می گردد .

مدل قرن بیستمی توسعه اقتصادی ، که در ابتدا به وسیله ژاپنیها به وجود آمد ، و با موفقیت توسط کره و  تایلند کپی شد ، دیگر کارساز و عملی  نیست  . کشورهای نوظهور ، علیرغم مازاد عظیم ناشی از افرادجوان ، که تنها صلاحیت انجام کارهای یدی بدون مهارت را دارند ، از این پس باید رشد و توسعه را ، یا بر رهبری تکنولوژیکی ( همانطور که ایلات ممتحده و آ لمان ، در نیمه دوم قرن نوزدهم کردند ) ، و یا ( درصورتی که خود ، رهبری بهره وری جهانی را بر عهده ندارند ) بر آن بهره وری ، که برابر با بهره وری پیشروان جهانی در آن صنعت باشد ، بنا کنند .

عین همین مطلب در مورد کلیه ی زمینه های طراحی ، بازار  یابی ، فایناس ، اختراع و نوآوری ، و به طور کلی مدیریت ، صادق است  . عملکرد پایین تر از بالاترین استاندارد های جهانی ، حتی اگر هزینه ها بسیار پایین ، و یارانه های دولتی بسیار بالا باشد ، از رشد و توسعه باز می ماند . و " حمایت " از تولیدات داخلی هم ، هر چقدر عوارض گمرکی بالا ، و هر قدر سهمیه های وارداتی کم باشد ، دیگر نجات بخش نخواهد بود .  با این حال ، به احتمال قوی ، در چند دهه ی آینده ، با موجی از سیاستهای  حمایتی داخلی در سراسر جهان ، مواجه خواهیم بود . چه ، اولین عکس العمل نسبت به دوره ای از آشوب و هرج و مرج این است که فرد ، به دور باغ خود دیواری بکشد ، تا باغ را از بادهای سرد بیرون حفاظت کند . ولی این قبیل دیوارها و چاره اندیشیها دیگر نهادها ، و به خصوص نهاد های تجاری و صنعتی را ، که عملکردشان در حد استاندارد های جهانی نباشد ، حفاظت نخواهد کرد ، بلکه تنها ، آنها را آسیب پذیرتر خواهد کرد . بهترین نمونه ، مکزیک است ، که برای پنجاه سال از سال 1929  ، سیاستی سنجیده را برای ساختن اقتصاد داخلی خود ، به صورت مستقل از جهان خارج ، اعمال کرد . مکزیک ، این کار را ، نه تنها ، از طریق ایجاد دیوار حمایت از تولید داخلی ، برای بیرون نگهداشتن رقابت خارجی ، بلکه ، در عمل با منع شرکتهای خود از صادرات ، انجام داد ، که در جهان قرن بیستمی ، کاری منحصرا مکزیکی بود . این تلاش ، برای ایجاد یک اقتصاد مدرن ، و صد در صد مکزیکی ، به نحوی تاسف بار ، با شکست مواجه گردید . مکزیک ، عملا ، و به نحوی فزاینده ، هم به واردات مواد غذایی ، و هم تولیدات صنعتی ، از جهان خارج ، وابسته گردید . لذا بالاخره مجبور شد درهای خود را به روی جهان بگشاید . چه دیگر به سادگی نمی توانست از عهده ی پرداخت بهای واردات مورد نیاز خود برآید . و در اینجا بود که مکزیک دریافت که تعدا د کثیری از صنایع آن کشور نمی تواند به حیات خود ادامه دهد .

بنابراین استراتژی ، بایستی شالوده و بنیاد جدیدی را بپذیرد . هر نهادی ، و نه فقط  نهادهای تجاری صنعتی ، باید خود را با استاندارد های تعیین شده توسط رهبران هر رشته ی تجاری صنعتی ، در هر جای جهان ، بسنجد ، و خود را با آنها سازگار سازد

   + مهندس فریدون دشتی ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۳/۱٠
comment نظرات ()