مدیریت صنایع و بهره وری

ادامه راهی نو در مديريت ۱

به دو دلیل این کوتاهی را باید جبران نمود. نخست اینکه کسب و کارها روز به روز جنبه نمادین پیدا می کنند و دیگر نمی توان عنوان (مدیریت ناپذیر) بر اطلاعات و ابزار دنیای نمادین نهاد. دوم اینکه توجه انحصاری به دنیای عینی برابر با چشم بستن بر فرصتهایی است که در (سپهر آگاهی) پیش پای کسب و کارها وجود دارد. برای اینکه بتوانیم از مزایا و فرصتهای دنیای نمادین برخوردار شویم بایستی که بخش نمادین سازمانها را بجای حاشیه در متن و قلب فعالیتها قرار دهیم.

    کاری که در سازمانها انجام می گیرد، استفاده از کامپیوتر برای سرعت بخشیدن به انجام عملیات است. عملیاتی که امکان غلط بودا آن نیز بسیار است. یعنی ما کارها را درست انجام می دهیم و کارایی را بالا می بریم. به نظر می رسد قبل از اینکه بخشهای نمادین سازمان را از حاشیه به متن آوریم، باید اول کارها را بررسی نموده و به این تحلیل برسیم که آیا ما کارها را درست انجام می دهیم یا خیر؟ در وهقع ما باید به دنبال سینرژی سازمان باشیم. در اینصورت یافته های ما حکم معدنی را دارد که نخاله های آن کنار زده شده است و قابل بهره برداری می باشد.

  مدیریت فعالیتی سطح بالا است و «راهبرد» همردیف با «اهمیت» می باشد. پرداختن به جزئیات کاری دون پایه و ویژه دیگرانغیر از گروه مدیریتاست. اداره کسب و کارهای نوین با چنین دیدگاهی شدنی نیست. روش سنتی چنین بود که داده ها را بهم گرد آوریم، میانگین آنها را پیدا کنیم و مفهوم تازه ای از آن بدست آوریم. ولی نکته مهم این است که در هر مرحله از این فرآیند، بخشی از داده ها کنار گذاشته می شوند و این خود به معنای از دست دادن منابع ارزشمند است.

 

   + مهندس فریدون دشتی ; ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/٢٩
comment نظرات ()