مدیریت صنایع و بهره وری

ادامه راهی نو در مديريت ۳

ما به اداره افراد، نه سرمایه های هوشمند، سرگرم هستیم.

  سازمانهای امروزین به مراکز «انسانکسب و کار» درآمده اند. منظور این است که سازمان باید پول و زمان کافی صرف یافتن، پرورش و آموزش، و نگهداری نیروی انسانی بنماید. در روند سنتی به بخش عینی افراد توجه می شودآنان را به دوره های آموزشی می فرستیم، ترفیع می دهیم و ارزیابی می کنیم. آنچه در این میان فراموش می شود، مدیریت آن چیزی است که در مغز آنان می گذردنیروی هوشمندی و سرمایه ذهنی کارکنان.

   در سازمانهای خدماتی نوینمانند بنگاه های مشاورهارزش سرمایه هوشمندی انسانها بسیار آشکارتر است. از سوی دیگر، همین عامل موانع تازه ای پیش پای شرکتها قرار می دهد. نخست اینکه سازمان، سخت به افراد وابسته می شود. هنگامی که یک فرد کلیدی شرکت را ترک کند، ممکن است که کسب و کار با نابودی روبرو شود. دوم اینکه رسیدن به مقیاس اقتصادی دشوار و حتی ناممکن استچگونه می توان سطح تولید را بالا برد هنگامی که همه بار بر دوش یک فرد انسانی قرار دارد؟ اینها مسائلی هستند که از دهه 1990 و گسترش چشمگیر بخش خدمات، بیشتر رخ نموده اند.

    بنگاه های مشاوره برای رویارویی با این مشکل، به افزایش بهره وری افراد به کمک اطلاعات پرداخته اند. اطلاعات را آنچنان در سطح سازمان می گسترانند که یک نفر به تنهایی ستون استوار خیمه نشود. با رشد همگانی گروه کارشناسان، میتوان اطمینان یافت که کارها هیچگاه روی زمین نمی مانند. دشواری مهم دیگر، اداره کردن چیزی ناپایدار و زودگذر همچون دانش به کمک ابزاری است که برای دنیای عینی طراحی شده اند. برخی با ساده انگاری، فن آوری را چاره درد پنداشته و خود را غرق در پایگاههای داده پردازی و شبکه ها می نمایند. اینها همه بخش آشکار کوه یخ شناوری هستند که دنیای نمادین را می سازد. تا راه مناسبی برای اداره کوه یخ پیدا نکنیم، فرصتهای ناشی از آن ازما خواهد گریخت. همانگونه که تهدیدهایش برایمان شگفت انگیز است.

   + مهندس فریدون دشتی ; ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/٢٩
comment نظرات ()