مدیریت صنایع و بهره وری

آموختن ـ تکرار و تجربه کردن های پی در پی اسباب موفقیت است.

ویلیام سون دنیا را سیاه و یا در غیر این صورت سفید می بیند . به اعتقاد او اگر کارکنان خارج از شرکت ، در مقایسه با کارکنان شرکت . بهتر بتوانند ازعهده انجام کاری برآیند، این مهم باید به آن ها واگذار شود. بعنوان یک مثال ساده ، یک واحد بزرگ حرفه ای را در نظر بگیرید. در این واحد آب دادن به گیاهان وظیفه ساده ای محسوب می شود، اما تصمیم گیری برسد این که چه گیاهانی مناسب فصل هستند وقت زیادی از کارکنان را می گیرد . به همین دلیل احتمالاٌ بهتر است برای انجام خدمات گیاه کاری و آب دادن آنها ، با یک شرکت خدماتی فعال در این زمینه قرارداد بسته شود. این کار ارزانتر تمام می شود. و کارآیی بیشتری دارد. اگر بتوان کارها را با کارآیی بیشتری در داخل شرکت انجام داد، در این صورت کار باید به افراد داخل سازمان واگذار شود و این طبیعی است. اما به اعتقاد ما انتخاب بازار کاملاٌ در درون شرکت وجود دارد. مدیریت شرکتهای موفق درشرکتهایی نظیر آی ـ بی ـ ام ، هیولت پکارد ـ ۳ ـ ام ، تکزاس اینترومنت ، مک دونالد ، دلتاز، فریتو، تاپرور به این مهمو تاکید دارند که انواع بازارها در درون شرکت وجود دارد و به خوبی قابل استفاده است. رقابت داخلی رسماٌ از سال ۱۹۳۰ به بعد در شرکت پروکمتروگمل اجباری بوده است. اسلون این سیاست را در جنرال موتور در اوایل دهه ۲۰ مورد استفاده قرار داد. از آراستگی به سود کارآیی صرف نظر می شود. در واقع چیزی بیش از کارآیی نصیب می شود. شرکت با پرداختن به فعالیت های متنوع اقدامات سریع و پرحجم را تشویق می کند. سازمان ابتدا عمل می کند و بعد از کاری که صورت د اده درس میگیرد تجربه می کند، اشتباه می کند ، به موفقیت پیش بینی نشده می رسد و در نتیجه همه اینها خط مشی جدید به دست می آید. ما قوماٌُ به این معتقدیم که دلیل اصلی توقف نوآوری درشرکتهای بزرگ وابستگی آنها به کارخانه های بزرگ است. آنها جریان هماهنگ و هموار تولید را ترجیح می دهند، به عملیات منسجم علاقه مند هستند، مایلند که از برنامه ریزی در سطح شرکت و استراتژی های محکم و بی انعطاف برخوردار باشند ، آنها چگونه آموختن را فراموش می کنند و از تحمل اشتباه سرباز می زنند. شرکت ها فراموش می کنند که چه عاملی در ابتدای کار اساب موفقیت آنها را فراهم آورده، فراموش می کنند که تکرار و تجربه کردن های پیاپی اسباب موفقیت آنان شد.
وظیفه اصلی مدیریت مشخص کردن جهت کلی کارکنان است.
مسئله تنها تجربه کردن نیست . مسئله هزاران تجربه است که ویژگی عملیات این شرکتهاست تنها رقابت داخلی مطرح نیست. تمامی منابع تحت تاثیر این رقابت صورت واقع به خود می گیرد تنها این نیست که ٌکوچک زیباستٌ مسئله وجود صدها واحد کوچک است . تماس تنها با مشتری مطرح نیست ، مهم این است که همه واحدهای شرکتهای موفق به انواع راه های مختلف با مشتریان در تماس هستند.

   + مهندس فریدون دشتی ; ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٠
comment نظرات ()