مدیریت صنایع و بهره وری

برنده – بازنده

دو پسر بچه ازكنار مزرعه اي مي گذشتند كه چشمشان به دو بشكه بزرگ دردار حاوي شير افتاد . قرار بود دو بشكه شير را در كاميوني بارگيري كنند و آنها را به شهري در نزديكي آنجا ببرند . پسر بچه هاي شيطان خوب نگاه كردند و چون ديدند كسي در آن اطراف نيست سرپوش بشكه ها را برداشتند و به درون هر بشكه قورباغه اي انداختند و سرپوش ها را گذاشتند و دور شدند . دقايقي بعد بشكه هاي شير را بارگيري كردند و كاميون به سمت مقصد به راه افتاد . قورباغه درون بشكه شماره يك هر چه تلاش كرد نتوانست در بشكه را باز نمايد و جانش را نجات دهد . از اين رو دست از تلاش كشيد و در شير غرق شد . اما قورباغه درون بشكه شماره دو كه او هم نتوانسته بود در بشكه را را باز كند به فكرش رسيد كه مي تواند شنا كند . آن قدر روي سطح شير شنا كرد تا يك قالب كره درست شد . قورباغه روي قالب كره نشست و به مقصد رسيد . وقتي كه در بشكه شماره يك را باز كردند به يك قورباغه مرده برخورد كردند ، اما وقتي در بشكه ي شماره دو را باز كردند ، قورباغه زنده ي درون آن ، با پرشي بلند خودش را به بيرون انداخت و جان سالم به در برد .

توجه داشته باشيد كسي برنده است كه هرگز تسليم نشود و دست از تلاش برندارد .

   + مهندس فریدون دشتی ; ۸:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
comment نظرات ()