مدیریت صنایع و بهره وری

نقاط قوت و توانائیهای من چیست 4

آنچه واجد اهمیت ویژه است ، نتیجه سوم است ، و آن این است که تحلیل بازخورد ، به زودی جاهایی را که غرور علمی و تکبر روشنفکرانه ، موجبات « جهالت عاجز کننده » را فراهم می آورد، شناسایی و معرفی می کند. بسیاری از افراد و به خصوص کسانی که در زمینه ای خاص، دارای معلومات بالایی هستند نسبت به علوم دیگر ، به دیده حقارت می نگرند ، یا بر این باورند که « روشن » بودن در زمینه ای ، جای « دانستن » را می گیرد . در حالی که تحلیل بازخورد به زودی نشان می دهد که دلیل اصلی عملکرد ضعیف ، تنها نتیجه سرراست بی سوادی و کم دانشی است ، و یا نتیجه تحقیر علوم تخصصی خارج از رشته تخصصی خود فرد می باشد .

مهندسین درجه یک ، غالبا ً به این امر افتخار می کنند که چیزی درباره مردم نمی دانند زیرا مردم برای فکر و ذهن ممتاز مهندسی ، بیش از حد ، بی نظم و ترتیب اند. حسابدارها هم دانستن درباره مردم را ، امری غیر ضروری تصور می کنند. متخصصین منابع انسانی ، بر عکس ، غالباً  به خود می بالند که درباره حسابداری ، یا به طور کلی شیوه های کمی و مقداری ، جاهل و ناآگاهند . مدیران اجرایی ممتازی که پستهای بین المللی دارند ، غالباً بر این عقیده اند که کسب مهارتهای کاری تجاری کافی است ، و لذا آموختن تاریخ ، هنر ، فرهنگ ، و آداب و سنتها و رسوم کشوری را که در آن فعالیت دارند ، به چیزی نمی گیرند و بعد می فهمند که مهارتهای درخشان آنها در کار و تجارت ، نتیجه و عاید چندانی نداشته است .

به این ترتیب ، یکی از نتایج عملی و مهمی که از تحلیل بازخورد عاید می شود ، غلبه بر غرور علمی و تکبر روشنفکرانه ، و کار بر روی مهارتها و معلومات لازم برای بهره ور ساختن هر چه کاملتر توانمندیها و نقاط قوت فرد است .

   + مهندس فریدون دشتی ; ۸:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۳
comment نظرات ()