مدیریت صنایع و بهره وری

ما گوینده ایم یا شنونده ؟ 2

در اینجا توضیحی لازم است ، و آن این است که ظاهرا ً خود آیزنهاور نمی دانست که او یک « گوینده » است ، و نه یک « شنونده » . او ، در زمانی که فرماندهی کل نیروهای متفقین در اروپا را بر عهده داشت ، آجودانهای او ترتیبی داده بودند که کلیه سوالات مطبوعات ، حتما ً نیم ساعت قبل از شروع کنفرانس مطبوعاتی ، به صورت « مکتوب » به دست آنها برسد . و در اینجا بود که آیزنهاور ، اشراف کامل پیدا می کرد ، زمانی که آیزنهاور به ریاست جمهوری رسید ، خلف و جانشین دو شنونده یعنی « فرانکلین روزولت » و « هری ترومن » - گردید . هر دو نفر اینها از این حقیقت آگاه بودند ، و لذا هر دوی آنها از کنفرانس های عمومی خود ، لذت می بردند. روزولت آنقدر نسبت به شنونده بودن خود ، آگاه بود که همواره اصرار داشت که همه چیز در ابتدا با صدای بلند برای او خوانده شود و تنها در این وقت بود که به سوالات و مطالب مکتوب ، نظر می انداخت. زمانی که هری ترومن پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری دریافت که باید درباره امور خارجه و امور نظامی یعنی دو زمینه ای که نسبت به آنها هیچگونه علاقه ای نداشت چیزهایی را بیاموزد ، ترتیبی داد تا دو نفر از تواناترین اعضاء کابینه اش ، یعنی ژنرال « مارشال » و « دین اچسون » - به عنوان « معلم سرخانه » او را روزانه تعلیم دهند. هر یک از این دو ، روزانه ، چهل دقیق به طور شفاهی ارائه مطلب می کردند ، و سپس رئیس جمهوری ، سوالاتی را مطرح می کرد . آیزنهاور ، ظاهرا ً ، احساس کرده بود که باید همان کاری را انجام دهد که اسلاف مشهور او کرده بودند  .با اینهمه او هرگز سوالاتی را که روزنامه نگاران مطرح می کردند ، نمی شنید ، هر چند که یک « غیر مستمع » صرف هم نبود .

   + مهندس فریدون دشتی ; ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۳
comment نظرات ()