مدیریت صنایع و بهره وری

از جویبار حقیری که به مرداب می ریزد ، امید صید مروارید نیست

نویسنده ای را می شناسم که طی سالها و با تحمل زحمات زیاد کتاب ارزشمندی را تألیف و به طبع رساند. از آنجا که این کتاب شناخته شده نبود هنگامی که برای توزیع آن به موسسات مختلف پخش کتاب مراجعه کرد از او استقبالی به عمل نیامد . با چند کتابفروش بزرگ هم که تماس گرفته بود به سبب وضعیت خاص بازار و عدم اطمینان از فروش کتاب ، نتیجه خوبی نگرفت و دلسرد شد . پس از چندی دوباره به تلاش خود ادامه داد تا اینکه یکی از روزها بر سبیل حادثه به یک دکه کوچک کتابفروشی برخورد کرد که درمحل ویژه ای برپا شده بود. ناباورانه با متصدی این دکه صحبت کرد و چند جلد از کتابهایش را به امانت نزد او گذاشت تا بفروشد . در آن محل افرادی رفت و آمد می کردند که موضوع کتاب با کار آنها ارتباط داشت . بعضی از آنها به طور تصادفـی ایـن کتاب را خریداری کرده بودند و پس از اینکه از محتوای آن آگاهی پیدا کردند مورد توجه شان واقع شده بود . دیری نپائید که کتاب با استقبال غیر قابل انتظاری روبرو گردید و نسخ فراوانی از آن به فروش رفت . متصدی باجه با اشتیاق در جست و جوی نویسنده کتاب بر آمده و ضمن طلب تعداد بیشتری از آن به وی گفته بود که این پرفروش ترین کتاب او بوده است ! نویسنده هم با خوشحالی از اینکه از یک حوض کوچک ماهیهای خوبی شکار کرده است به خود می بالید !

   + مهندس فریدون دشتی ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۳
comment نظرات ()