مدیریت صنایع و بهره وری

صافی هایی برای تبدیل فکر به نظریه

در یک‌ مدل‌ تیمی‌ از تبدیل‌ یک‌ طرح‌ فکری‌ به‌ .نظریه. یعنی‌ همان‌ اندیشه‌ای‌ که‌ باید در فضای‌ ذهن‌ جمعی‌ کسب‌ اعتبار نماید، باید از شش‌ صافی‌ عبور نماید که‌ در این‌ جا بدانها می‌پردازیم:

صافی‌ اول: فرضیه‌پردازی‌
.اندرو وینست.(
andrew vincant) معتقد است‌ که‌ .نظریه‌ها متشکل‌ از اجزا و حاوی‌ اصول، قواعد و فرضیات‌ اساسی‌ هستند و حوزه‌ خاصی‌ را مشخص‌ کرده‌ و به‌ کثرت‌ جزئیات‌ نظم‌ می‌بخشد..20
لذا وجود فرضیه‌ مهم‌ترین‌ رکن‌ تولید نظریه‌ است‌ و اظهاراتی‌ که‌ مبتنی‌ بر فرضیه‌های‌ خاص‌ می‌باشد شایسته‌ کسب‌ این‌ عنوان‌ نمی‌باشند. مرگ‌ و حیات‌ نظریه‌ها مبتنی‌ بر استحکام‌ فرضیه‌های‌ نادر است‌ لذا اظهار نظری‌ که‌ بدون‌ توجه‌ به‌ فرضیه‌ای‌ مشخص‌ صورت‌ گیرد یا مبتنی‌ بر فرضیه‌هایی‌ باطل‌ نشده‌ باشد، در آن‌ صورت‌ نظر ارائه‌شده‌ همچون‌ کودکی‌ است، که‌ مرده‌ به‌ دنیا آمده‌ و صلاحیت‌ طرح‌ در حوزه‌ .نظریه.ها را ندارد. .جوهاچ.(
Johatch) با عنایت‌ به‌ همین‌ وجه‌ است‌ که‌ می‌نویسد: .هر نظریه‌ای‌ مبتنی‌ بر مجموعه‌ای‌ از فرضیه‌هاست‌ که‌ با وجود یک‌ سری‌ از ارتباطات‌ منطقی، اجزاء مختلف‌ مدعا را به‌ هم‌ مربوط‌ می‌سازد..21

صافی‌ دوم: کلی‌ بودن‌
نظریه‌ها اگرچه‌ موضوع‌ مشخص‌ و معینی‌ دارند ولیکن‌ حوزه‌ مصداقی‌ آنها آن‌ قدر گسترده‌ و وسیع‌ هستند که‌ ضرورتاً یک‌ مورد خاص‌ را شامل‌ نمی‌شود. با عنایت‌ به‌ همین‌ وجه‌ است‌ که‌ .جاناتان‌ تورنر. می‌گوید: .تئوریهای‌ علمی‌ در خصوص‌ دولت‌ آن‌ گونه‌ هستند که‌ مورد خاصی‌ از دولت‌ را در نظر ندارند بلکه‌ به‌ ماهیت‌ قدرت‌ در غالب‌ یک‌ نیروی‌ اجتماعی‌ اساسی‌ و بنیادین‌ ناظر هستند..22
مشاهده‌ می‌شود که‌ موارد مطروحه‌ از حیث‌ مصداقی‌ عام‌ هستند. به‌ عنوان‌ مثال: کوهن‌ در .تئوریهای‌ انقلاب. اگر چه‌ تصویر ساده‌ای‌ را ارائه‌ می‌دهد --- که‌ ذکرش‌ رفت‌ --- با این‌ حال‌ ضمن‌ رعایت‌ اصل‌ فوق‌ از نظریاتی‌ سخن‌ می‌گوید که‌ هیچ‌ کدام‌ جنبه‌ شخصی‌ نداشته‌ و عام‌ می‌باشند. مؤلفان‌ کتاب‌ .نظریه‌پردازی‌ درباره‌ انقلاب. نیز به‌ نظریاتی‌ عطف‌ توجه‌ نموده‌اند که‌ فراتر از نظرات‌ شخصی‌ است.23 و همه‌ این‌ شواهد ما را بر این‌ می‌دارد که‌ از کلی‌بودن‌ به‌ عنوان‌ یک‌ معیار کارآمد سخن‌ بگوییم. البته‌ این‌ تعدد مصداقی‌ نبایستی‌ به‌ گسترش‌ موضوعی‌ نظریه‌ منجر شود: چرا که‌ حفظ‌ معنای‌ نظریات‌ در گرو مشخص‌بودن‌ .موضوع. می‌باشد. به‌ گفته‌ .اینکلز. (
alex inkeles) .یک‌ تئوری‌ وسیله‌ای‌ است‌ برای‌ سازمان‌ دادن‌ به‌ آنچه‌ که‌ در هر زمان‌ مشخص‌ درباره‌ مسئله‌ یا موضوعی‌ که‌ کمابیش‌ صریحاً مطرح‌شده‌ است‌ و یا واقعاً به‌ گمان‌ اظهارشده‌ است..24

صافی‌ سوم: اغماض‌ از جزئیات‌
بر این‌ اساس، تولد تئوریهای‌ مختلف‌ در گرو وجود اختلاف‌ در اصول‌ و مبانی‌ اولیه‌ و نه‌ اختلافات‌ جزئی‌ و فرعی‌ می‌باشد به‌ عنوان‌ مثال‌ برای‌ تئوریزه‌ کردن‌ مدعای‌ شخص‌ و گروهی‌ مثل‌
A کافی‌ نیست‌ که‌ بین‌ ادعای‌ او با شخص‌ و گروه‌ B تفاوتی‌ وجود داشته‌ باشد، بلکه‌ نوع‌ این‌ اختلاف‌ مهم‌ است. لذا چه‌ بسا در ذیل‌ یک‌ تئوری‌ واحد بتوان‌ به‌ طرح‌ دیدگاه‌های‌ مختلفی‌ همت‌ گمارد که‌ علی‌رغم‌ اختلافات‌ صوری‌ در اصل‌ از اعضاء یک‌ تئوری‌ به‌ حساب‌ می‌آیند. نتیجه‌ آنکه‌ در مقام‌ تئوریزه‌ کردن‌ اظهارات‌ نبایستی‌ دل‌ در گرو هر گونه‌ اختلافی‌ نهاد و سپس‌ برای‌ هر دیدگاه‌ عنوان‌ تئوری‌ تازه‌ای‌ جعل‌ کرد. جملات‌ ذیل‌ در همین‌ راستا معنا می‌دهد: .تئوری‌ پرداز ناگزیر خواهد بود یا امور را به‌ صورت‌ کلی‌ و انتزاعی‌ [یا] جزئی‌ و مشروح... و یا اختلاطی‌ از هر دو... ارائه‌ دهد. در هر مورد ضرورت‌ وظیفه‌ آکادمیک‌ ایجاب‌ می‌کند تا برای‌ ارائه‌ تئوری‌ میزانی‌ از اغماض‌ و چشم‌پوشی‌ نسبت‌ به‌ مسائل‌ را پذیرا شود....25

   + مهندس فریدون دشتی ; ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱٤
comment نظرات ()