مدیریت صنایع و بهره وری

صافی هایی جهت تبدیل فکر به نظریه

صافی‌ چهارم: انسجام‌ منطقی‌
از جمله‌ اصول‌ بنیادین‌ و آشکار نظریه‌هاست‌ که‌ تقریباً تمامی‌ شارحان‌ و متخصصان‌ این‌ حوزه‌ بدان‌ اشاره‌ داشته‌اند. .دیوید ویلر.(David Willer
) در کتاب‌ .جامعه‌شناسی‌ علمی‌ --- نظریه‌ و روش.26 و .جوهاچ. در .تئوری‌ سازمانی. بر روی‌ اصل‌ وجود .ارتباط‌ انسجام‌ بخش‌ بین‌ اجزاء. تأکید بسیار نموده‌اند.27
نظر به‌ شهرت‌ این‌ صافی‌ از توضیح‌ بیشتر خودداری‌ ورزیده‌ و به‌ همین‌ اندک‌ بسنده‌ می‌نماییم.
صافی‌ پنجم: پردازش‌ گفتاری‌
نکته‌ مهمی‌ که‌ کمتر بدان‌ اشاره‌شده، ساختار و نحوه‌ پردازش‌ گفتاری‌ نظریه‌هاست‌ که‌ بر اساس‌ آن‌ تنها عقایدی‌ صلاحیت‌ .نظریه‌بودن. را دارند که‌ علاوه‌ بر رعایت‌ موارد سابق‌ الذکر، در قالب‌ زبانی‌ خلاص‌ هم‌ ارائه‌شده‌ باشند.
انسجام، شفافیت‌ و اختصار زبانی‌ در این‌ مقام‌ از اهمیت‌ بسزایی‌ برخوردار است‌ .خانم‌ ماری‌ جوهاچ. در کتاب‌ .تئوری‌ سازمانی. این‌ بعد مهم‌ را برجسته‌ ساخته‌ است، آنجا که‌ نظریه‌ را مجموعه‌ای‌ از مفاهیم‌ می‌داند که‌ به‌ شکل‌ منسجم‌ و منطقه‌ای‌ در قالب‌ الفاظ‌ تخصصی‌ به‌ صورت‌ قابل‌ قبولی‌ ارائه‌شده‌اند.28 .تورنر. نیز بر همین‌ مطلب‌ انگشت‌ گذارده‌ و اظهار می‌دارد .نظریه‌ها زبان‌ خاص‌ خود را دارند و این‌ در هر حوزه‌ علمی، صورت‌ خاص‌ خود را می‌گیرد که‌ صاحبنظران‌ هر فن‌ آن‌ را به‌ نحو احسن‌ درک‌ می‌کنند..29

صافی‌ ششم: کسب‌ اعتبار
این‌ مقام‌ از اهمیت‌ بسیاری‌ برخوردار است‌ و به‌ طور ضمنی‌ به‌ تمامی‌ مراحل‌ قبل‌ دلالت‌ دارد. بدین‌ معنا که‌ کسب‌ اعتبار یک‌ تئوری‌ به‌ میزان‌ زیادی‌ در گرو تحقق‌ عینی‌ مراحل‌ پیشین‌ است. اگر برای‌ هر ایده‌ دو فضای‌ اصلی‌ در نظر گرفته‌ شود، ذهن‌ فردی‌ و جمعی‌ و شرط‌ اصلی‌ مطرح‌شده‌ یک‌ اندیشه‌ به‌ عنوان‌ نظریه‌ ورود به‌ فضای‌ ذهن‌ جمعی‌ دانسته‌ شود --- فضایی‌ که‌ اندیشه‌ در آن‌ به‌ محک‌ افکار جمعی‌ متخصصان‌ فن‌ می‌خورد --- آنگاه‌ کسب‌ اعتبار بزرگ‌ترین‌ رهاورد این‌ حوزه‌ تلقی‌ خواهد شد. .دیوید ویلر. در همین‌ ارتباط‌ متذکر می‌شود که: .یک‌ تئوری‌ عبارت‌ است‌ از مجموعه‌ای‌ یک‌ پارچه‌ از روابط‌ که‌ دارای‌ سطح‌ معینی‌ از اعتبار می‌باشد..30
.سطح‌ معینی‌ از اعتبار. یعنی‌ آنکه، جمع‌ قابل‌ قبولی‌ از افکار متخصص‌ باشند که‌ موارد صحت‌ نظریه‌ را بیش‌ از موارد سقمش‌ یافته‌ باشند. در فضای‌ ذهن‌ جمعی، اعتبار و نقش‌ ویژه‌ای‌ را ایفا می‌نماید به‌ گونه‌ای‌ که‌ میزان‌ آن، عامل‌ اصلی‌ در تعیین‌ مقام‌ یک‌ نظر است. اینکه‌ آیا نظر به‌ مقام‌ رای، نظریه، نظریه‌ بدیل... و نهایتاً پارادایم‌ رسیده‌ است‌ یا نه، در اصل‌ منوط‌ به‌ همین‌ عامل‌ است: مثلاً .رای‌ آن‌ نظری‌ را می‌گویند که‌ هنوز نتوانسته‌ است‌ موافقت‌ حداقل‌ افراد از میان‌ متخصصان‌ را به‌ خود جلب‌ کند و پارادایم‌ آن‌ نظریه‌ای‌ که‌ به‌ توفیق‌ چشمگیری‌ در این‌ زمینه‌ دست‌ یافته‌ است..31 نتیجه‌ای‌ که‌ می‌گیریم‌ این‌ است‌ که: .قبل‌ از تحقق‌ اعتبار، تئوری‌ نامیدن‌ این‌ مجموعه‌ احکام، قطع‌ نظر از اصالت‌ و خلوص‌ قالب‌ آنها، امری‌ نادرست‌ و نابجاست... به‌ عبارتی‌ قبل‌ از اعتبار این‌ مجموعه‌ احکام‌ منطقی‌ را نه‌ یک‌ تئوری‌ بلکه‌ مجموعه‌ای‌ از فرضیه‌ها خواهیم‌ خواند... تنها هنگامی‌ می‌توانیم‌ به‌ چنین‌ فرضیه‌هایی‌ لفظ‌ تئوری‌ اطلاق‌ کنیم‌ که‌ اعتبار آنها مورد تصدیق‌ قرار گیرد..32
کلام‌ .ویلر. را باید یک‌ گام‌ مهم‌ تلقی‌ نمود چرا که‌ مصرف‌ وجود فرضیه، انسجام‌ منطقی، کلیت‌ امر و زبان‌ علمی‌ را می‌توان‌ این‌ مطلب‌ مهم‌ را به‌ زبان‌ ساده‌ این‌ چنین‌ بیان‌ داشت:
.یک‌ تئوری‌ در هر حوزه‌ای‌ که‌ باشد --- عبارت‌ است‌ از یک‌ توضیح‌ عام‌ در خصوص‌ یک‌ پدیده‌ مشخص‌ گزینش‌شده‌ که‌ برای‌ تعدادی‌ از افرادی‌ که‌ در خصوص‌ واقعیت‌ آن‌ پدیده‌ به‌ تأمل‌ و مطالعه‌ مشغول‌شده‌اند، قابل‌ قبول‌ و رضایت‌بخش‌ باشد..33
حال‌ می‌توان‌ از رهگذر صافی‌های‌ ششگانه‌ گذشته، تعریف‌ ساده‌ و اجمالی‌ اولیه‌ را صیقل‌ زده، از زبان‌ .وینسنت. این‌ گونه‌ تکرار کرد:
.هر نظریه‌ای‌ مجموعه‌ منطقی‌ از مفاهیم‌ مرتبط‌ با یکدیگر است‌ که‌ هدف‌ آن‌ تعریف‌ و توصیف‌ و توضیح‌ واقعیت‌ است‌ به‌ عبارت‌ دیگر هر تئوری‌ طرحی‌ فکری‌ است‌ که‌ جهان‌ را معنی‌ می‌کند و احتمالاً نیز طریقی‌ ارائه‌ و تجویز می‌نماید [که‌ مورد اقبال‌ عمومی‌ از متخصصان‌ قرار گرفته‌ است]34

   + مهندس فریدون دشتی ; ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱٤
comment نظرات ()