مدیریت صنایع و بهره وری

انقلاب صنعتی تولید هوشمندانه دی ان آ جامعه فراصنعتی الکترومکانیک الکترونیک

جریان سریع حوادث، گاه مانع از این می‌شود که مقصد نهایی حرکات اجتماعی به خوبی تشخیص داده شود. انسان‌های معاصر با دوران تولد جامعه صنعتی، از رخدادهای اطراف خود درک بسیار اندکی داشتند و مدت زیادی طول کشید تا کسانی توانستند خصوصیات اصلی آن دگرگونی‌ها را جمع‌بندی کنند. اصطلاح «انقلاب صنعتی» در دهه 1880 میلادی به دنبال یک رشته سخن‌رانی در کمبریج به وسیله آرنولد توین بی(Arnold B. Toynbee) رایج شد. وی می‌گفت بهترین تعریفی که می‌توان از یک‌صد سال گذشته به دست داد کلمه انقلاب است، انقلاب صنعتی شیوه‌ای کاملا جدید برای سازماندهی زندگی روزانه، تولید کالاها، الگوهای اجتماعی و بافت سیاسی به شمار می‌آید.تسلط بر ماده پیشرفت‌های بزرگ در زمینه «دانش خواص مواد»  منجر به تغییرات بنیادی شرایط تولید در صنایع شده است. دانشمندان امروزه برای یافتن ماده‌ای با مشخصات ویژه، دیگر احتیاجی به جست و جو در بین «مواد موجود» مانند مس، روی و آهن ندارند. امروزه آنان می‌توانند به جای این کار موادی را «بسازند» که دقیقاً خصوصیات مورد نظر را دارا باشد، تقریباً مانند تکنیک «پیوند DNA » در بیولوژی که برای دانشمندان این امکان را فراهم ساخته تا با ترکیب و بازسازی «ژن»‌ها، ویژگی‌هایی را که در عرصه‌های کشاورزی، تکثیر و پرورش گیاهان و تولید مواد دارویی نیاز دارند «سفارش» دهند.در جامعه فراصنعتی تولید انبوه جای خود را به تولیدات خاصی که مطابق با نیازهای مشتریان‌اند می‌دهد. سیستم‌های تولید «هوشمندانه» می‌توانند با انعطاف‌پذیری زیادشان روش‌های ساخت خود را با توجه به شرایط گوناگون، به سرعت متحول کنند. در جامعه صنعتی سودهای کلان اقتصادی از طریق تولید زنجیره‌ای و یک نوع کالا حاصل می‌شد، ولی در جامعه فراصنعتی وضعیت با داشتن ماشین‌های تولیدی با انعطاف‌پذیری بسیار زیاد، کاملاً برعکس می‌شود. بدین صورت که سودهای کلان از طریق به‌کارگیری ماشین‌هایی که می‌توانند محصولات بسیار متنوع و در عین حال تطبیق داده شده با نیازهای مصرف‌کنندگان تولید کنند، به دست می‌آید.اگر بخواهیم درباره این‌که چگونه تکنولوژی جدید می‌تواند باعث تغییر ساختاری در جامعه شود قضاوت درستی کنیم، ابتدا باید درک روشنی از خصوصیات داخلی تکنولوژی داشته باشیم. اگر نگاهی به تکنیک امروز بیاندازیم و سیر تغییرات آن را در نظر بگیریم، چهار عامل اساسی و تعیین کننده که تکنیک زمان ما را از گذشته متمایز می‌سازد در آن می‌یابیم: -تقریباً تمامی عملیاتی که از ابتدا تنها مکانیکی بودند، بعداً به شکل الکترومکانیکی و امروزه به صورت الکترونیکی درآمده‌اند، مثلاً ماشین تحریر در ابتدا دستگاهی کاملاً مکانیکی بود، بعدها ماشین تحریر‌های برقی ساخته شد و امروز ما «چاپ‌گر»‌های الکترونیکی را داریم. تلفن و دستگاه‌های قطع و وصل‌کننده تلفن‌خانه‌ها، در اصل و از ابتدا دستگاه‌هایی عمدتاً مکانیکی بودند که بعداً تبدیل به وسایل الکترومکانیکی شدند و امروزه کاملاً الکترونیکی‌اند. عامل دیگر احتمالاً خردسازی و مینیاتوری کردن است. این پدیده سازمان تمامی‌ روند‌های تکنولوژیکی را از درون هدایت و رهبری می‌کند. جان فون نئومان، یکی از بزرگ‌ترین نوابغ دوران معاصر، در دهه 40 میلادی روی پروژه «ماشین‌های تولیدی خودکار» کار می‌کرد. تئوری او ساختار منطقی داشت ولی وی در عمل متوجه شد که چنین دستگاهی هرگز ساختنی نیست زیرا این ماشین از لحاظ حجم به بزرگی ساختمان امپایر استیت می‌شد و به نیروی محرکه‌ای معادل نیروی برق مصرفی تمام استکهلم احتیاج داشت. هم‌چنین گرمادهی آن به قدری زیاد می‌شد که امکان نداشت بتوان آن را خنک کرد. «نئومان» پروژه خود را به کنار نهاد تنها به این خاطر که او فقط لامپ‌های رادیویی را برای دریافت و ارسال علایم می‌شناخت. امروزه ما بر آن‌چه اتفاق افتاد آگاهیم. با ترانزیستورها و تکنیک نیمه هادی‌ها در دوران ما می‌توان هم‌آن وظایف را که در گذشته برای انجام آن‌ها هزاران لامپ رادیویی لازم بود در یک «مدار مجتمع» (I.C.) جای داد که از یک ناخن انگشت هم بزرگ‌تر نیست. سومین ویژگی تکنیک مدرن، سرعت آن است. امروزه این امکان برایمان فراهم آمده است که سفینه فضایی «وایکینگ» را به سوی مریخ بفرستیم. این سفینه بی‌سرنشین در سطح آن سیاره خاک مریخ را تجزیه و تحلیل کرد و سپس با ارسال اطلاعات خود به زمین از نبود حیات در آن‌جا خبر داد. علائم مخابراتی سفینه فضایی وایکینگ در کمتر از 30 دقیقه فاصله 56 میلیون کیلومتری بین مریخ و زمین را پیمودند و به ما رسیدند، حال این‌که بعداً 5 روز طول کشید تا نتایج تحقیقات وایکینگ بر سطح مریخ به وسیله پست هوایی از کالیفرنیا به جوردِرِل بانک Jordrell Bank در انگلستان برسد، داستان دیگری است! چهارمین عاملی که مایلم به آن اشاره کنم پدیده «دیجیتالی کردن» است. ما اکنون قادریم که تصاویر، مطالب و اصوات را به صورت ارقام یک و صفر در زبان کامپیوتر درآوریم و سپس در مغزهای الکترونیک طبقه‌بندی کنیم و آن‌گاه مجدداً آن‌ها را به صورت آنالوگ و قابل درک برای حواسمان – البته این بار با ترکیبهایی کاملاً متفاوت و نو- درآوریم.

   + مهندس فریدون دشتی ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱٥
comment نظرات ()