مدیریت صنایع و بهره وری

از کمیابی های فعلی تا کمیابی های آینده

یک مرور بلند مدت اقتصادی :نوسان شاخص قیمت های عمده فروشی در امریکا از سال 1800 میلادی تا 2010 بصورتی بوده است که درزیرتصویر شده است .

1- دوره اول رونق قیمت ها  ، با جنگ سال 1812شروع شده وبه اوج خود می رسد که بدنبال آن با رکود اولیه حدود سال 1820 تا سال 1843 به نازل ترین حد خود میرسد .

2- دوره دوم رونق قیمت ها ، همزمان با جنبش مدنی تا سال 1854 به بیشترین حد رسیده وبا تجربه رکود اولیه حدود سال 1865 تاسال  1890 به پائین ترین حد خود نزول می کند.

3- دوره سوم رونق قیمت ها ، همزمان با جنگ اول جهانی تا سال 1920به اوج خود صعود نموده وحول وحوش سال 1936 به کمترین حد میرسد

4- دوره چهارم رونق قیمت ها ، همزمان با جنگ جهانی دوم حدود سال 1938 شروع شده وبا جنگ ویتنام بشدت تشدید می شود وسپس بحران اولیه در حدود سال 1970 وبحران عمیق تر از سال 2000 شروع و تا سال 2۰10 ادامه یافته است .روند حاصل از فشار قیمت ها در بلند مدت درسه گروه کالاهای اساسی به صورت زیر بوده است .


- قیمت واقعی نفت در طول 100 سال (2000- 1900 ) افزایش یافته وتقریبا 3/2 برابر شده است .


2- قیمت واقعی فلزات در طول 100 سال (2000- 1900) کاهش یافته وتقریبا نصف شده است .


3- قیمت واقعی محصولات غذایی در طول100 سال ( 2000- 1900) کاهش یافته وتقریبا به 75 درصد قیمت های اولیه رسیده است .بنابراین روند شاخص قیمت ها یا تورم به قیمت ثابت سال 2003 در سه گروه کالایی فوق الذکر از سال 2003تا 2010 بصورتی می باشد که تا اواسط  سال 2008 افزایشی بوده (انرژی وفلزات با شدت بیشتر) ودر دوسال اخیر همگی افت شدیدی داشته اند .دو سؤال مهم اینجا مطرح می شود چرا تعادل وتوازن بین دارایی هایمان ونیازهایمان بهم خورده وتا نیمه اول قرن حاضر نیز ادامه خواهد یافت ؟ چرا نیازهایمان بیشتر شده است ؟ سه سناریو برای آینده رشد جمعیت جهان عبارتند از:

1- آینده محتمل:  با فرض نرخ رشد 1 الی 2 درصد ، باروری بالا ومرگ ومیر پایین جمعیت جهان از 5 میلیارد نفر درسال 1995 به حدود 23 میلیارد نفر در سال 2100 افزایش خواهد یافت .

2- آینده محتمل : با فرض نرخ رشد 1 الی 2درصد ، باروری پایین ومرگ ومیر بالا جمعیت جهان از 5 میلیارد نفر در سال 1995 به 4 میلیارد نفر در سال 2100 کاهش می یابد .

3 - آینده باورکردنی :  با فرض نرخ رشد 1 الی 2 درصد ومیزان های باروری ومرگ ومیرمتوسط وواقع بینانه جمعیت جهان از 5 میلیارد نفر در سال 1995 به 10 میلیارد نفر در سال 2100 افزایش خواهد یافت .

سناریوهای آینده باورکردنی جمعیت  مناطق مختلف جهان : با مفروضات سناریوی سوم

1- جمعیت آسیای شرقی از5/1 میلیارد نفر در سال 1995 به 4/3 میلیارد نفر در سال 2100 افزایش خواهد یافت .

2- جمعیت آسیای غربی (شامل چین ) از 2 میلیارد نفر در سال 1995 به 7/2 میلیارد نفر در سال 2100 افزایش خواهد یافت .

3- جمعیت افریقا از 7/0 میلیارد نفر در سال 1995 به 4/2 میلیارد نفر در سال 2100 افزایش خواهد یافت .


4- جمعیت اروپا از 8/0 میلیارد نفر در سال 1۹95 به 6/0 میلیارد نفر در سال 2100 کاهش خواهد یافت .


5- جمعیت آمریکای لاتین از 5/0 میلیارد نفر در سال 1995 به 1/1 میلیارد نفر در سال 2100 افزایش خواهد یافت .


6- جمعیت آمریکای شمالی از 3/0 میلیارد نفر در سال 1995 به 5/0 میلیارد نفر در سال 2100 افزایش خواهد یافت .


چرا نمی توانیم بیشتر داشته باشیم ؟


چون نقطه اوج تولید سالانه جهانی نفت حول وحوش سال 2010 خواهد بود وهمین امر در مورد تولید گاز طبیعی حول وحوش سال 2030 تخمین زده می شود ، به عبارت دیگر آینده تولید جهانی نفت بعد از سال 2010 رو به افول وکاهش خواهد نمود وهمچنین آینده تولید جهانی گاز طبیعی بعد از سالهای حول وحوش 2030 رو به کاهش خواهد نهاد ودراطراف سال 2120به حداقل خود خواهد رسید  .از طرفی نقطه اوج تولید جهانی ذغال سنگ نیز در محدوده سال های 2010 تا 2015 تخمین زده شده است . که تولید کل مناطق مختلف جهان در محدوده سالهای فوق الذکر حدود 38 میلیارد تن پیش بینی شده است بعد از این سالها تولید جهانی این محصول نیز روبه کاهش خواهد گذاشت ودر نزدیکی های سال 2100 تولید حداقلی را شاهد خواهد بود  .آیا این موضوع (تولید در نقطه اوج) فقط شامل حال انرژی است ؟ مسلما نه ، به عبارت دیگر جهان در 25 سال آینده در زمینه تولید آب شیرین نیز فشارهایی را تحمل خواهد کرد


 برای مثال در سال 1995 تولید آب شیرین:


 الف : در بیش از 40 درصد از سرزمین های : نیمی از شمال آفریقا، شبه جزیره عربستان ، ایران، افغانستان، پاکستان


ب: دربین 20 تا 40 درصداز سرزمین های : جنوب آمریکای شمالی ، اروپای غربی  ، شمال غربی آفریقا ، کشورهای آسیای میانه از روسیه  ، هندوستان ، بنگلادش وآفریقای جنوبی  تولید این ماده حیاتی  ناممکن بوده است .


 بطوریکه براساس مطالعه ای در سال 1996 تا سال 2025 به دودسته از کشورهای فوق الذکر به ترتیب :


الف : شمال غربی آفریقا، آفریقای جنوبی ،برخی از کشورهای آسیای میانه و یکی دو کشور از آفریقای مرکزی


ب : شمال غربی کانادا ، نیمی از آمریکای شمالی ، تعدادی از کشور های شمال آفریقا ، چین وبرخی از کشورهای جنوب شرقی آسیانیزاضافه خواهند شد . بنابراین تنها راه برون رفت این مشکل یعنی  دستیابی به تولید بیشتر با استفاده از منابع کم ومحدود ، همان راهی است که : از حول وحوش سال 1990 شروع به پیمودن آن کرده ایم : یعنی روند کاهشی نرخ متوسط مصرف سرانه انرژی وروند افزایشی نرخ متوسط کل مصرف انرژی از موقع شروع جداسازی دو روند فوق می توانیم بگوییم که دوره کمیابی به پایان رسیده ودوره فوق کمیابی شروع شده است .


شباهت های جهان آینده باجهان امروز :


در دنیایی با ویژگی فوق کمیابی ، ما همچنان به پول نیاز خواهیم داشت ، برای اینکه :


1- بعنوان واحد شمارش ازآن استفاده خواهیم کرد


2- درحد متوسط به عنوان ابزاری برای تبدیل ارزها از آن استفاده خواهیم کرد 


3- به عنوان ابزاری برای ذخیره ثروت از آن استفاده خواهیم نمود


4- به عنوان ابزاری استاندارد در پرداخت های مختلف مورد استفاده خواهد بود


دراین راه که گذشته وحال وآینده به هم پیوند خورده است اگر پول همچنان باقی بماند ما به یک بانک مرکزی نیاز خواهیم داشت : تا


1- انتشار وضمانت پول رایج را عهده دار باشد


2- نظام  مالی را نظارت نماید


3- بعنوان یک حمایت کننده وقرض دهنده نهایی عمل نماید .


بنابراین اگر پول ونیازبه یک بانک مرکزی  همچنان باقی بمانند ما به یک سیستم احتیاج خواهیم داشت تا :


1- موجبات تماس بین عرضه کنندگان مازاد پس انداز و تقاضا کنندگان آن را فراهم نماید


2- هزینه فرصت زمانی پول را تشخیص دهد به عبارت دیگر نرخ بهره سرمایه پول فعلی ونرخ تنزیل پول آینده را تشخیص دهد.


3- به عنوان یک سیستم بانکی نوآور وخلاق ، ابزارمالی سرمایه گذاران را تامین نماید.


در جهان آینده با ویژگی " فوق کمیابی" معقول به نظر می رسد اگر پیش  بینی کنیم که :


1- همچنان یک نظام پولی در جامعه باید وجود داشته باشد


2- که توسط بانک مرکزی نظارت شود


3- وتوسط یک نظام بانکی عمل نماید


تفاوت های جهان آینده با جهان امروز :


شکل پول بطور بنیادی با آنچه امروز وجود دارد تفاوت خواهد داشت :


1-  بطور وسیع شاهد انتشار پول دیجیتالی بجای پول نقد وسکه خواهیم بود


2-  نظام پولی وبانکی با انتقال به دنیای مجازی می تواند غیر انسانی تر بشود


3-  یکپارچگی بین ملت ها به درجات بالایی رواج خواهد یافت


شکل بانک های مرکزی نشان خواهد داد که چه نوع حاکمیت هایی ظهور خواهند کرد ؟


1- اگرنقش ملت ، دولت ها کاهش یابد امکان رواج گرایش به یک پول ما فوق ملی ظهور خواهد نمود


2- اگر جهانی سازی روبه ضعف گذارد پول های ملی کشورها قدرت گرفته وبانک مرکزی برای همکاری های بین المللی نهادینه خواهد شد


3- دوره زمانی مورد نیاز برای نهادینه سازی نظام مالی جهان آینده " با ویژگی مافوق کمیابی"  مشابه دوره زمانی نهادینه سازی آزاد سازی اقتصادی در برابر تعدیل اقتصادی خواهد بود   


شکل نظام بانکی ، انعکاس شکل جامعه ای خواهد بود که درخدمت آن است .


1- بانک ها شبیه آنچه که امروزه بعنوان بانک می شناسیم نخواهند بود ، بلکه شبیه به آنچه که امروزه مرسوم شده مانند شرکت های تلفنی وفروشگاه های تلفنی خواهند بود یعنی توسعه بانک های خرد وجزئی


2- اگر دیجیتالی سازی  نظام بانکی توسعه پیدا کند می توانیم انتظار داشته باشیم حجم عظیم تری از پول با سرعتی بالاتر در سراسر جهان گردش نماید


3-  اگر فرآیند جهانی سازی ضعیف شود بیشتر شاهد رشد بانک های ملی کشورها خواهیم بود تا رشد نهادهای مالی جهانی


نتیجه : درخیلی مناسبات وملاحظات جهان مافوق کمیابی شبیه جهان امروز ما خواهد بود .در برخی از مسائل مهم هم متفاوت خواهند بود که بستگی دارد به چگونگی توسعه در دوره کمیابی  همراه با فشارهای دیجیتالی سازی و جهانی سازی ، احتمال دارد بانک ها همچنان بشکل بانک باقی بمانند و سود ببرند از اینکه تشخیص دهند کدامیک ازآنها سود قرضه بیشتری پرداخت خواهند کرد .

 مأخذ : کنفرانس جامعه جهانی آینده در سال ۲۰۰۹

 توسط : Stephen Aguilar -Millan

ترجمه : کاشفی امیری


   + مهندس فریدون دشتی ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱۸
comment نظرات ()