مدیریت صنایع و بهره وری

تحولات نوین مدیریتی

چه اتفاقاتی روی داده است که ما این نقش را پررنگ مشاهده می کنیم. من به برخی از این اتفاقات اشاره می کنم. سبکهای مدیریتی ما نشان می دهد که به طــور مشخص به سمت سبکهای تفویضی و مشارکتی رفته ایم. و این حرکت، شعار نیست. باید سبکهای مدیران ما این گونه باشد. دسترسی به اطلاعات کاملاً جنبه همگانی پیدا کرده است. یعنی درجایی که همه اطلاعات


دست همه آدمهاست، درواقع هدایت انسانها خیلی پیچیده تر است و شرایط خاصی دارد. ساختارهای سازمانی بدون استثنا به سمت ساختارهای باز و آزاد و با روابط افقی حرکت می کنند. از لحاظ استراتژی های فرهنگی، سازمانها به سمت سازمانهای یادگیرنده و انعطاف پذیر گرایش پیدا می کنند. تکنولوژی، غیرتکراری و از طریق خدمات مهندسی است و حالت تفسیرگرایانه دارد. براین اساس تکنولوژی دیگر جنبه سخت افزاری ندارد و تفسیر آن معمولاً در حوزه های مدیریت منابع انسانی باید صورت گیرد.

مدلهای مدیریت استراتژیک کاملاً جنبه رقابتی پیدا کرده است و نقش انسانها حرف اول را می زند. سیستم ها به سمت باز گرایش پیدا کرده است. رویکردها حتی در بحث طراحی استراتژیک، کارآفرین شده است، جنبه مدون دارد و از حالت انفعالی کاملاً خارج شده است. فناوری اطلاعات پیچیده و غیرتکراری شده و مدلهــــای تصمیم گیری، نقش شهروندان و مشتریان نقش اول را دارد، یعنی حوزه های منابع انسانی باید شهروندان و مشتریان را بشناسند. تعاملات بین کارفرما و مشتری که در قالب دانش مشتری مطرح است، در حوزه های منابع انسانی شکل می گیرد. همین طور مدلهای پیشرفت شغلی کاملاً حرفه ای شده است. مدلهای آموزشی در حوزه منابع انسانی، تاکید بر شاخصهای کیفی و خلاقیت دارد. نقش مدیر، مربیگری و کارآفرینی است. به همین دلیل مدیری که در گذشته به سادگی می توانست در هر جایی با هر رشته ای کار مدیریت کند، الان کاملاً باید حرفه ای و در سطح عالی ظاهر شود و بتواند کارکردن با انسانها را بلد باشد. به قول راکفلر من آدم و مهنــــدس نمی خواهم، من آدمی می خواهم که انسان را بشناسد و بتواند با او کار کند. ماتسوشیتا بزرگترین کارآفرین قرن بیستم اشاره می کند که بزرگترین سرمایه یک سازمان، سرمایه انسانی آن ســـازمان است که با این سرمایه ها بتواند کار کند.

بحث جایگاه نظارت کاملاً جنبه همگانی پیدا کرده است. مشتری حرف اول را در سازمانها می زند. حتی در سازمانهای دولتی هم نقش مشتریان پررنگ می شود. مدلهای توسعه کشور در ابعاد مختلف جنبه جهان شمول به خودش می گیرد. اگرچه جنبه های فرهنگی مهم است و تعامل در درون مهم است. اما تعامل با جهان و در کنار آن کاملاً طبیعی شده است. به همین جهت مدیر باید یک دید جهانی نسبت به مسایل و موضوعات حرفه ای خودش داشته باشد و این نقش در حوزه منابع انسانی بسیار پررنگ است. حتی اعتقاد است که مدیران منابع انسانی باید زبانهای مختلف را بدانند تا بتوانند ارتباط برقرار کنند و این مساله می تواند تعاملات را گسترش بدهد. درحد حرفه ای شدن در حوزه منابع انسانی در بعضی کشورها روی عواملی نظیر چندنژادی، چند زبانه بودن و دیدن کشورهای مختلف به عنوان اولویت برای انتخاب مدیر تاکید شده است.

در مباحثی نظیر یادگیری سازمانی، مشاغل، قلمرو قدرت و اقتدار سازمانها خلاقیت انسانی و حضور انسان آن قدر پررنگ شده است که می گویند عوامل دیگر را در کنار آن قرار ندهید. اینجاست که بحث سرمایه های فکری و انسانی حرف اول را می زند، به طوری که از نخست وزیر ژاپن سوال می کنند که عامل موفقیت را در ژاپن چه می دانید؟ ایشان در یک کلمه می گوید آموزش. درواقع نخست وزیر ژاپن آموزش و توسعه را در این مفهوم خلاصه می کند. به این ترتیب اهمیت حوزه های منابع انسانی را درجای جای شرکتها و موسسات دولتی و خصوصی ژاپن می توان مشاهده کرد.

   + مهندس فریدون دشتی ; ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢٠
comment نظرات ()