# مولوی

کَر و عیادت مریض

 کناربسترمریض نشست. پرسید: حالتچطوراست؟بیمارگفت: ازدرد میمیرم.  کرگفت: خداراشکر. مریض بسیاربدحالشد.  گفتاینمرددشمنمناست. کرگفت: چهمی خوری؟بیمارگفت: زهرکشنده،کرگفت:  نوشجانتباد. بیمارعصبانی شد. کرپرسیدپزشکتکیست. بیمارگفت: ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 8 بازدید